×

گفت‌وگو با دکترعلی مطلق دبیر کمیته ملی پیشگیری و کنترل سرطان
«غربالگری» و «تشخیص زودهنگام» اهداف اصلی است

  • ۱۵ دی ۱۴۰۴
  • 11 بازدید
  • ۰
  • دکتر مطلق که در سال 1382، تخصص رادیوآنکولوژی را انتخاب کرده، در سال ۱۳۸۵ در آزمون بورد تخصصی، حائز رتبه برتر کشوری شده و به‌عنوان عضو هیأت علمی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مشغول خدمت شده و هم‌اکنون نزدیک به ۲۰ سال است که در این دانشگاه فعالیت دارد. این دانشمند ایرانی، بیشتر فعالیت خود را بر حوزه سرطان متمرکز کرده و اکنون به‌عنوان یکی از برترین محققان و مدیران اجرایی ایران در این حوزه شناخته می‌شود و حتی در سطح جهانی نیز به‌عنوان مشاور سازمان جهانی بهداشت در زمینه برنامه‌های سرطان فعالیت داشته و در تدوین برنامه‌هایی که قرار است به کشورها توصیه شود، از نظرات او نیز بهره گرفته می‌شود. مرور فعالیت‌های دکتر مطلق، مرور فعالیت‌های نوین ایران در حوزه پیشگیری و غربالگری سرطان است که در این گفت‌وگو با هم می‌خوانیم.
    «غربالگری» و «تشخیص زودهنگام» اهداف اصلی است
  • دکتر مطلق که در سال ۱۳۸۲، تخصص رادیوآنکولوژی را انتخاب کرده، در سال ۱۳۸۵ در آزمون بورد تخصصی، حائز رتبه برتر کشوری شده و به‌عنوان عضو هیأت علمی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مشغول خدمت شده و هم‌اکنون نزدیک به ۲۰ سال است که در این دانشگاه فعالیت دارد.
    این دانشمند ایرانی، بیشتر فعالیت خود را بر حوزه سرطان متمرکز کرده و اکنون به‌عنوان یکی از برترین محققان و مدیران اجرایی ایران در این حوزه شناخته می‌شود و حتی در سطح جهانی نیز به‌عنوان مشاور سازمان جهانی بهداشت در زمینه برنامه‌های سرطان فعالیت داشته و در تدوین برنامه‌هایی که قرار است به کشورها توصیه شود، از نظرات او نیز بهره گرفته می‌شود.
    مرور فعالیت‌های دکتر مطلق، مرور فعالیت‌های نوین ایران در حوزه پیشگیری و غربالگری سرطان است که در این گفت‌وگو با هم می‌خوانیم. آقای دکتر اگر اجازه بدهید گفت‌وگو را از تخصص شما شروع شروع کنیم،

    چه شد که به تحقیق و فعالیت در حوزه سرطان و خصوصا رادیو آنکولوژی علاقه‌مند شدید و اگر از شما درخواست شود که این تخصص را به زبان ساده توضیح بدهید، این توضیح به چه صورت خواهد بود؟
    رویای اصلی من این بود که یک دانشمند «Scientist» باشم؛ به این معنا که صرفاً یک پزشک نباشم، بلکه بتوانم کار علمی و تحقیقاتی انجام دهم و یافته‌های جدیدی به دانش جهان اضافه کنم و بنابراین در این مسیر قدم گذاشتم.

    در سراسر دوران تحصیلی و فعالیت‌های علمی‌ام، به مطالعاتی که در مورد مکانیسم ایجاد سرطان و راه‌های درمان آن صورت گرفته، علاقه زیادی داشتم و به این دلیل تخصص خودم را در «رادیوآنکولوژی» ادامه دادم، البته این مسیر برای من تنها یک شغل محسوب نمی‌شود، بلکه سبک زندگی من است.

    در توضیح رشته تخصصی‌ام باید بگویم که اگر جراحی سرطان را به‌حساب نیاوریم، تخصص رادیوآنکولوژی را می‌توان قدیمی‌ترین تخصص در حوزه سرطان در دنیا و ایران دانست.

    البته عنوان این تخصص در کشورهای مختلف، متفاوت است. گاهی «آنکولوژی» به تنهایی، گاهی «کلینیکال آنکولوژی» و گاهی با عناوین دیگر به‌کار می‌رود، اما به‌طور کلی، منظور از این تخصص، رشته‌ای است که به درمان‌های غیرجراحی تومورهای جامد – تومورهای غیرخونی- می‌پردازد.

    درمان‌های غیرجراحی، همانطور که از نامشان پیداست، شامل استفاده از انواع پرتوها اعم از فوتون، پروتون، کربن و حتی رادیوداروها برای درمان سرطان است که به‌عنوان درمان‌های پرتوی شناخته می‌شوند ومی‌توانند به‌صورت درمان از دور با دستگاه شتاب‌دهنده یا از نزدیک – براکی‌تراپی- انجام شوند.

    حوزه کاری دیگر، «درمان‌های سیستمی» است که اصطلاحی است که مردم بیشتر با آن آشنا هستند، شیمی‌درمانی، تنها یکی از انواع درمان سیستمی محسوب می‌شود و روش‌هایی مانند هورمون‌تراپی، درمان‌های هدفمند (Targeted Therapy) و ایمونوتراپی نیز در این دسته قرار می‌گیرند. بنابراین اینها حوزه‌های اصلی فعالیت این تخصص هستند.

     پیشرفتهای علمی در حوزه سرطان در دنیا، بیشتر در چه حوزههایی صورت گرفته است؟

    پیشرفت علمی طی ۲ تا ۳ دهه گذشته به حدی چشمگیر بوده که می‌توانیم دیدگاه قدیمی در مورد درمان‌ناپذیری سرطان را به چالش بکشیم و بگوییم که این نگرش دیگر صحیح نیست و امید به درمان سرطان بسیار بالاست.

    نکته‌ای که در این مورد دانستنش بسیار مهم است این است که اغلب مردم تصور می‌کنند تمام پیشرفت‌های دانش پزشکی صرفاً در زمینه کشف یک دارو یا فناوری جدید برای درمان بیماری‌ها متمرکز است، درحالی‌که اتفاقاً بخش مهمی از تلاش‌های کنونی، بر «تشخیص زودهنگام بیماری قبل از پیشرفت آن، یا حتی پیشگیری از بروز آن» از طریق روش‌های مختلف متمرکز شده است.

    در این زمینه می‌توان گفت ۲ حوزه دانشی به‌طور ویژه به پیشرفت پزشکی در زمینه سرطان کمک شایانی کرده‌اند:حوزه اول، فناوری اطلاعات (IT) است که در چند دهه گذشته با سرعت زیادی توسعه یافته و اکنون تمام جنبه‌های زندگی ازجمله حوزه سلامت و پزشکی را تحت‌تأثیر قرار داده است.
    حوزه دوم، دانش ژنتیک است که به درک منشأ بیماری‌ها و تغییرات ایجادشده در بدن که منجر به بیماری می‌شوند و مهم‌تر از آن، روش‌های شناسایی بیماری‌ها از این طریق می‌پردازد.

    ترکیب فناوری اطلاعات و ژنتیک، دانش پزشکی به‌ویژه حوزه سرطان را متحول کرده و در آینده این تحول بیشتر نیز خواهد شد.

    توانایی تفسیر هزاران تغییر ژنتیک که منجر به بروز بیماری می‌شود و سپس تحلیل این حجم عظیم داده (بیگ دیتا) با کمک فناوری اطلاعات برای ارائه تفسیرهای صحیح و در نهایت راه‌حل‌های مناسب، عاملی است که سرعت پیشرفت دانش را به‌شدت افزایش داده است. امروزه دیگر لازم نیست منتظر یک تغییر بنیادین بمانیم، بلکه در طول دوره زندگی خودمان شاهد تغییرات سریع و پیاپی هستیم.

    دانش پزشکی به سرعت در حال پیشرفت است و به‌زودی یعنی شاید در ۴ یا ۵ سال آینده یا حتی زودتر، بتوانیم سرطان را تنها با یک نمونه خون و در مراحل بسیار ابتدایی، قبل از تشکیل تومور واضح (ضایعه گروس) تشخیص دهیم که این امر می‌تواند انقلابی در چند جهت ایجاد کند.

    نخستین بخش، تشخیص زودهنگامی است که با این شیوه در مراحل اولیه، به‌ویژه در سرطان‌هایی مانند روده بزرگ، دهانه رحم، ریه، پستان و معده صورت می‌گیرد و می‌تواند به درمان‌های مؤثرتری منجر شود.

    علاوه بر این ازجنبه سلامت عمومی (Public Health)نیز این روش بسیار حائز اهمیت است چرا که برای اینکه یک تست به‌عنوان ابزار غربالگری معرفی شود، باید دارای مشخصات خاصی ازجمله قابلیت اجرا در سطح گسترده، قیمت مناسب و مقبولیت عمومی باشد که تست‌های مبتنی بر خون از این جهت بسیار مناسب هستند، زیرا به راحتی در سطح گسترده قابل اجرا هستند، با توسعه فناوری قیمت آنها کاهش می‌یابد و از مقبولیت عمومی برخوردارند. مردم ممکن است از روش‌های تهاجمی مانند کولونوسکوپی اجتناب کنند، اما معمولاً انجام یک آزمایش خون را می‌پذیرند.

    در ایران نیز در حال پیگیری این خط تحقیقاتی هستیم و امیدوارم به نتایج مطلوبی دست یابیم.

    آقای دکتر، اگر اجازه بفرمایید درباره موفقیتهای شما و تیم همراهتان گفتوگو کنیم، فعالیتهای شما در حوزه سرطان از کجا آغاز شد؟

    از سال ۱۳۹۰، به‌عنوان مسئول کمیته «ارتباط با جامعه» شورای راهبردی شبکه ملی تحقیقات سرطان ایران که هیأت امنای آن از تمام مراکز تحقیقاتی، انجمن‌های علمی و مؤسسات فعال در زمینه سرطان (و حتی رشته‌های مرتبط دیگر) تشکیل شده بود، با رأی اعضا انتخاب شدم. یکی از مهم‌ترین اقداماتی که در شبکه ملی تحقیقات سرطان ایران انجام شد، تدوین «سند ملی مراقبت‌های حمایتی و تسکینی» وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بود که مسئولیت تهیه و تدوین آن سند را بر عهده داشتم و سند در سال ۱۳۹۲ به پایان رسید.

    در سال ۱۳۹۲، به‌عنوان رئیس اداره سرطان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی منصوب شده و « برنامه جامع کنترل و مدیریت سرطان» را در ۱۰ بخش تدوین کردیم، این برنامه شامل ۴ بخش اصلی (پیشگیری، تشخیص زودهنگام، درمان و مراقبت‌های حمایتی و تسکینی) و ۶ بخش پشتیبان بود.

    اجرای این برنامه از سال‌های ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ آغاز شد. در فاز آزمایشی (پایلوت)، برنامه غربالگری سرطان‌های پستان، دهانه رحم و روده بزرگ را با موفقیت به انجام رسانده و از سال ۱۳۹۶، توسعه برنامه‌ها به‌صورت جدی آغاز شد.

    فعالیت ما تنها به تدوین پروتکل برای غربالگری محدود نبود، بلکه در حوزه‌های مختلفی برای ایجاد زیرساخت‌های لازم تلاش کردیم، برای مثال « سند توسعه زیرساخت شبکه سرطان» تدوین شده و براساس آن، اقدام به ایجاد و توسعه مراکز غربالگری در سطح کشور کردیم، طبق برنامه، ایجاد ۱۳۷ مرکز پیش‌بینی و طراحی شد که ساخت آنها آغاز شده و در سال ۱۳۹۷به بهره‌برداری رسید.

    همچنین برای ارتقای غربالگری سرطان دهانه رحم، استقرار تست پیشرفته «اچ پی وی» موفق به راه‌اندازی و اجرای پایلوت آن در ایران شدیم. در مورد سرطان روده بزرگ نیز، تست «خون مخفی در مدفوع به روش ایمونوشیمیایی» را در کشور توسعه دادیم.

    هدف از بومی‌سازی این تست‌ها، دستیابی به قیمت مناسب و قابل پرداخت برای مردم بود.

    از سوی دیگر، طی مذاکرات چندساله با سازمان‌های بیمه‌گر موفق شدیم پوشش بیمه‌ای برای این خدمات را فراهم کنیم.

    شاید مهم‌ترین بخش این کار بزرگ، قانع کردن سازمان‌های بیمه‌گر برای سرمایه‌گذاری در حوزه غربالگری سرطان بود که خوشبختانه در نهایت در شورای‌عالی بیمه تصویب و سپس در هیأت دولت به تصویب رسید تا خدمات غربالگری سرطان طبق پروتکل وزارت بهداشت تحت پوشش کامل بیمه قرار گیرد و بیماران تنها هزینه بسیار ناچیزی پرداخت کنند که این امر بسیار حائز اهمیت بود.

    اجرای چنین برنامه‌هایی در کشوری بزرگ و پهناور مانند ایران که با کشورهای کوچک اروپایی قابل قیاس نیست، کاری بسیار دشوار بود، با وجود این، تلاش شد تا با درنظر گرفتن الزامات و موانع خاص هر منطقه از ایران، تمهیدات لازم برای اجرای موفق برنامه اندیشیده شود و این روند به‌طور پیوسته ادامه دارد.

    البته متأسفانه در سال ۱۴۰۰، یک سال بعد از آغاز فعالیت دولت جدید متوجه شدم دیگر امکان ادامه فعالیت در آن ساختار فراهم نیست اما در دوره نزدیک به ۱۰ ساله خدمت در وزارت بهداشت، دستاوردهای ارزشمندی برجای ماند و آن، تدوین و اجرای بخش‌های مهمی از «برنامه جامع کنترل سرطان» بود.

    بر اثر این تلاش‌ها، ایران به یکی از کشورهایی تبدیل شد که «سیستم مدیریت اطلاعات سرطان» آن توسط سازمان جهانی بهداشت در رده سیستم‌های باکیفیت و در زمره اولین‌ها، گزارش شده است.

    همچنین در زمینه غربالگری، به‌عنوان کشوری پیشرو در بین کشورهای شرق مدیترانه – که ایران در طبقه‌بندی WHO در این منطقه قرار می‌گیرد- انتخاب شده و به الگویی برای سایر کشورها تبدیل شده است.

    یکی دیگر از فعالیت‌های فناورانه، همکاری با سازمان انرژی اتمی برای توسعه «پروتون‌تراپی» یا «پارتیکل‌تراپی» در کشور بود.

    پس از مذاکرات طولانی‌مدت با کشورهای مختلف ازجمله اتریش، در نهایت به توافق رسیدیم که سیستم مشابهی در ایران توسعه یابد و از سال ۱۳۹۷، کار توسعه این مرکز که بسیار پیچیده و دشوار است، آغاز شده و امیدوارم تا ۲ سال آینده به بهره‌برداری برسد.

    این مرکز، در واقع هفتمین مرکز در جهان خواهد بود که هم پروتون‌تراپی و هم کربن‌تراپی را ارائه می‌دهد.

    در حال حاضر تنها ۸۵ مرکز پروتون‌تراپی در جهان وجود دارد و از این میان، تنها ۶ مرکز علاوه بر پروتون، کربن‌تراپی نیز انجام می‌دهند که این دستاورد، بسیار مهم محسوب می‌شود.

    پروتون و کربن‌تراپی برخلاف فوتون‌تراپی – روش معمول کنونی- که البته روشی بسیار مؤثر است، می‌توانند در موارد خاصی از سرطان‌ها بسیار کارآمدتر باشند و کاربردهای ویژه خود را دارند.

    توسعه این فناوری در ایران باعث خوشحالی است و امیدوارم از ۲ سال آینده بتوانیم این خدمت را نه‌تنها به بیماران کشورمان، بلکه به بیماران منطقه نیز ارائه دهیم چرا که این امکان تنها در معدود کشورهایی مانند ژاپن و آمریکا فراهم است.

    حوزه دیگر فعالیت‌های تحقیقاتی که دنبال کردیم، در زمینه «سی‌تی‌دی‌ان‌ای»(ctDNA) یا «بیوپسی مایع» است. این روش، به شناسایی DNA سلول‌های بدخیم در جریان خون می‌پردازد و کاربردهای متعددی دارد؛ از تشخیص زودهنگام بیماری و شناسایی زودهنگام عود آن گرفته تا پیگیری روند بیماری و بررسی اثربخشی درمان.

    در این روش، از نمونه خون فرد استفاده می‌شود، سلول‌های بدخیم موجود در خون، فیلترو جدا شده و مورد آزمایش قرار می‌گیرند تا مشخص شود فرد به سرطان مبتلا است یا خیر و درصورت ابتلا، بیماری عود کرده یا خیر و یا اینکه آیا به شیمی درمانی پاسخ مناسب داده است یا خیر، این یک خط تحقیقاتی جدید است که با کمک دستگاه‌های تخصصی در حال انجام است و امیدوارم این فناوری جدید نیز به ایران وارد شود.

     با توجه به تجربه ارزشمند شما در اجرای برنامههای کلان ملی و همچنین چالشهای پیشرو، بهنظر شما چه سازوکارهایی در کشورمان میتواند به بهبود شرایط تشخیص و درمان این بیماری کمک کند؟

    ما در تلاش هستیم تا با همکاری بنیادهای خیریه و وزارتخانه‌های مرتبط، خدمات پیشگیری و غربالگری سرطان را به مناطق محروم و کم‌برخوردار برسانیم.

    یکی از چالش‌های اصلی در اجرای برنامه‌های غربالگری، ضرورت پیگیری Follow-up- بیماران پس از انجام تست اولیه است، اگر بیمار پس از شناسایی اولیه پیگیری نشود نه‌تنها اقدام مفیدی صورت نگرفته، بلکه موجب نگرانی بی‌جهت فرد شده است.

    متأسفانه به‌دلیل محرومیت‌های موجود در برخی مناطق، حتی اگر بیماری در مرحله اولیه شناسایی شود، ممکن است امکان دسترسی به خدمات تکمیلی در شهرهای دیگر برای وی فراهم نباشد.

    بر این اساس، ما با دیدگاهی نظام‌مند، در حال توسعه سیستمی یکپارچه برای پیشگیری و تشخیص زودهنگام سرطان هستیم، این سیستم که آن را «زیست‌بوم» یا «اکوسیستم» نامیده‌ایم، در قالب یک واحد سیار بزرگ طراحی شده که می‌تواند حاوی دستگاه‌ها و فناوری‌های مختلف باشد.

    این مجموعه شامل تست‌های خونی نوین، همراه با روش‌های مرسوم فعلی مانند ماموگرافی برای سرطان پستان، تست FIT برای سرطان روده بزرگ و سی‌تی‌اسکن با دوز پایین برای سرطان ریه است تا زمانی که تست‌های خونی جدید به‌طور کامل پذیرفته شوند.

    هدف ما، ارائه این خدمات در شهرها و مناطق محروم است، به‌گونه‌ای که فرد در همان محل، معاینه شده و تست لازم را انجام دهد و درصورت نیاز، تشخیص اولیه برایش صورت گیرد بدون اینکه نیاز به سفر به شهر دیگر یا پرداخت هزینه اضافی باشد.

    تمام این خدمات در قالب یک برنامه یکپارچه و رایگان ارائه خواهد شد، نخستین نمونه از این سیستم، توسعه یافته و به‌زودی با حضور وزارتخانه‌های مربوطه و بنیاد خیریه «بهسا» رونمایی می‌شود.

    این اقدام، آغازگر استقرار نخستین اکوسیستم سیار و در دسترس برای ارائه خدمات غربالگری است.

    این سیستم تنها به یک دستگاه محدود نیست، بلکه از فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی نیز بهره می‌برد. از فناوری اطلاعات، برای ارزیابی اولیه افراد قبل از مراجعه به واحد سیار استفاده می‌شود تا تنها افرادی که نیاز واقعی به تست دارند، مراجعه کنند.

    هوش مصنوعی نیز به ما کمک می‌کند تا یافته‌های حاصل از تصویربرداری‌ها را با دقتی بیش از ۹۵ درصد تفسیر کنیم. این امر نیاز به همراهی متخصص رادیولوژی در محل را مرتفع می‌سازد.

    علاوه بر این، از طریق فناوری انتقال تصاویر، رادیولوژیست می‌تواند به‌صورت دورکاری (Remote) تصاویر را درصورت نیاز بررسی کند. بدین‌ترتیب، می‌توان در همان روز به فرد اطلاع داد که آیا مشکل خاصی دارد ونیازمند انجام آزمایشات تکمیلی است یا نیازی به این آزمایشات ندارد، به همین دلیل، نام «اکوسیستم» برای آن انتخاب شده است؛ چرا که چندین فناوری و دانش مختلف در کنار هم قرار می‌گیرند تا بهترین خدمات ممکن را ارائه دهند. این نیز یکی دیگر از زمینه‌های فعالیت ماست که با بهره‌گیری از فناوری، به شناسایی زودهنگام کمک می‌کند و همانطور که اشاره شد تنها در سطح خدمات فردی نیست، بلکه در سطح عمومی می‌تواند به پیشگیری کمک کند.

     آقای دکتر، بهعنوان یکی از سیاستگذاران باسابقه حوزه کنترل و درمان سرطان چه طرحهای جدیدی را در این زمینه زمینه در دست اجرا دارید.

    در وزارت بهداشت براساس نیاز جدی بیماران، توسعه «شبکه ملی مراقبت سرطان» را پیشنهاد کردم که با استقبال مسئولان روبه‌رو شد. زیرساخت این شبکه از سال ۱۳۹۶ آغاز شده و بخشی از آن محقق شده، اما مهم‌تر از توسعه زیرساخت فیزیکی، توسعه فرآیندهاست.

    منظور از این شبکه، ایجاد یک اکوسیستم یکپارچه است که بیمار در مسیری مشخص و استاندارد قرار گیرد. به این صورت که وقتی فردی مشکوک به سرطان تشخیص داده می‌شود یا بیماری او قطعی می‌شود، بتواند مسیر مشخص و شفافی را طی کند. باید کاملاً مشخص باشد که پس از ویزیت اولیه، بیمار به کجا ارجاع داده می‌شود، کدام پزشک باید او را ببیند، چه اقداماتی باید طبق پروتکل‌های تأیید شده برایش انجام شود و هرگونه حمایت مالی (فراتر از پوشش بیمه پایه و صندوق بیماری‌های صعب‌العلاج) به‌گونه‌ای هوشمندانه ارائه شود.

    پیشنهاد این است که بخشی از کمک‌های مالی صندوق‌ها به این شرط تعلق گیرد که بیمار، پزشک و مرکز درمانی همگی عضو این شبکه باشند. در این صورت، بسیاری از چالش‌های بیماران از تأیید دارو و انتخاب پزشک تا دریافت نوبت و دسترسی به درمان و مراقبت باکیفیت در قالب این شبکه مراقبت سرطان قابل حل خواهد بود.

    فعالیت‌های مشترک جهانی، افتخاری برای «ایران»

    طی سال‌های فعالیتم در تاسیس و فعالیت مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نقش داشتم و تا مدتی با این مرکز همکاری می‌کردم، همچنین با پژوهشکده گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نیز همکاری داشتم.
    در آن زمان، برای همکاری با پژوهشکده گوارش مصاحبه شدم و با حضور جمعی از متخصصان برجسته که در زمینه تحقیقات ژنتیک مرتبط با سرطان‌های روده بزرگ فعالیت می‌کردند، فعالیت خود را آغاز کردم.
    یک سال پس از آغاز این همکاری، برنامه‌ای مشترک با مراکز تحقیقاتی معتبر در کشور آمریکا طراحی و اجرا کردیم، گروهی از محققان به آمریکا سفر کردیم و در آنجا چندین سخنرانی ارائه دادیم. آنچه برای من بسیار حائز اهمیت بود، این بود که برای نخستین بار، توانستیم نتایج تحقیقات خود را در مؤسسات علمی بسیار معتبری مانند آکادمی ملی علوم آمریکا (National Academy of Sciences) ارائه دهیم. این نهادها، از مراکز بسیار برجسته و شناخته‌شده علمی هستند. ارائه نتایج تحقیقاتی که در آن زمان انجام داده بودیم و اینکه بنده نیز ازجمله افرادی بودم که این ارائه را انجام دادم، باعث خوشحالی فراوانم شد.
    آن سفر برای من بسیار الهام‌بخش بود و توانستم از مراکز مهمی ازجمله مؤسسه ملی سرطان آمریکا (National Cancer Institute) که یکی از نهادهای علمی بسیار مهم در زمینه سرطان در سطح جهان محسوب می‌شود بازدید کنم، این تجربه به من کمک کرد تا دید بهتری نسبت به فضای علمی جهانی و فعالیت‌هایی که می‌توانستم انجام دهم، به‌دست آورم.
    تحقیقاتی که در مرکز تحقیقات و پژوهشکده گوارش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام می‌دادیم، روی بیمارانی متمرکز بود که زمینه ارثی برای ابتلا به سرطان روده بزرگ (Colorectal Cancer) داشتند و به بررسی تغییرات ژنتیک مؤثر در ایجاد این سرطان می‌پرداخت. اگرچه امروزه و پس از ۲ دهه، این حوزه بسیار گسترده‌تر شده است، اما در آن زمان دنیا در ابتدای مسیر قرار داشت و شناسایی انواع تغییرات ژنتیک منجر به بیماری، موضوعی بسیار جذاب بود که کماکان نیز هست. ارائه این نتایج از سوی کشوری مانند ایران، به‌نظر من اقدام بسیار ارزشمندی بود و با استقبال روبه‌رو شد؛ چرا که معمولاً چنین تحقیقاتی توسط کشورهای بسیار توسعه‌یافته انجام می‌شود.
    در ادامه، کتابی نیز به‌صورت مشترک حاوی نتایج این تحقیقات ایرانی-آمریکایی در همان زمان منتشر شد. این کتاب تنها محدود به سرطان نبود، چرا که پژوهشکده گوارش و کبد روی انواع بیماری‌های گوارشی تحقیق می‌کند و یکی از گروه‌هایی که در آن زمان مسئولیتش را بر عهده داشتم، گروه سرطان بود. آن کتاب به کل تحقیقات حوزه گوارش، ازجمله سرطان‌های گوارشی می‌پرداخت.
    به‌نظر می‌رسد که حداقل در آن زمان، این ارتباطات و همکاری‌ها وجود داشت، اگرچه اکنون ممکن است به شکل سابق نباشد.
    در حال حاضر، ما به‌صورت شخصی با مراکز تحقیقاتی در ارتباط هستیم، برای مثال، از سال ۱۴۰۰، کنگره‌های سالانه‌ای برگزار می‌کنیم که امسال پنجمین دوره آن است. این کنگره‌ها توسط نهادهای علمی معتبر بین‌المللی مورد تأیید (Endorsed) قرار می‌گیرند و جلسات مشترک علمی را با نهادهای علمی اروپایی در زمینه آنکولوژی برگزار می‌کنیم. اگرچه این نهادها بسیار استقبال می‌کنند و کمک شایانی می‌کنند اما متأسفانه حضور فیزیکی آنان را در برنامه‌های خود نداریم و مشارکت آنان به‌صورت آنلاین است.
    متأسفانه اکنون شاهد آن هستیم که تعداد زیادی از برجستگان حوزه سرطان و سایر حوزه‌ها نمی‌توانند در رویدادهای علمی ایران حضور یابند. دریافت گرنت (Grant) از کشورهای خارجی برای انجام تحقیقات پزشکی به‌مراتب سخت‌تر شده و گاهی حتی چاپ مقالات حاصل از تحقیقات انجام‌شده در ایران، در مجلات معتبر با دشواری‌های زیادی روبه‌رو است.
    در حوزه علمی، سفر به برخی از کشورها اغلب با حساسیت‌هایی از هر دو طرف مواجه است. اگر به کشور خاصی سفر کنید، باید توضیح دهید که کجا رفته‌اید و چه کاری انجام داده‌اید. اینگونه شرایط با روحیه توسعه علمی و پیشرفت کشور سازگار نیست.
    محدودیت‌ها بر حیات علمی کشور تأثیر گذاشته و در زمینه علمی نیز به نوعی دچار انزوا شده‌ایم. علم در جایی رشد می‌کند که تبادل و تعامل وجود داشته باشد و این مسئله مختص به قرن بیست‌ویکم نیست. حتی در هزار سال پیش، دانشمندان ایرانی به کشورهای مختلف سفر می‌کردند یا ایران به‌عنوان کشور برجسته علمی، میزبان دانشمندان سایر نقاط جهان برای یادگیری بود. در واقع، در علم مرزی وجود ندارد و این مرزها باید برداشته شوند.

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *