دیوید بنت، مردی ۵۷ ساله از شهر هیگرزتاون، روی تخت بخش مراقبتهای ویژه دراز کشیده است. او مدتهاست دیگر نمیتواند یک قدم بدون نفسنفسزدن راه برود. قلبش سالها در جنگی بیرحم با خودش بوده اما اینبار دیگر تقریبا از کار افتاده است. بیماری قلبی غیرایسکمیک –یعنی نه از انسداد عروق، بلکه از فرسودگی ساختاری ماهیچه قلب– قفسه سینهاش را به میدان جنگی خاموش بدل کرده است.
بنت ماهها را روی تخت بیمارستان گذرانده، متصل به دستگاه اکمو (ECMO) دستگاهی که خون او را بیرون بدن میگیرد، اکسیژن میزند و دوباره برمیگرداند، چون قلب خودش دیگر توان پمپاژ ندارد.
چرا قلب انسان نگرفت؟
پزشکان برایش توضیح دادهاند: او بهدلیل سابقه مشکلات پزشکی و رعایتنکردن دقیق دستورات درمانی، واجد شرایط پیوند قلب انسانی نیست. لیست انتظارِ پیوند قلب انسانی طولانی است و بیمارانی با پیشآگهی بهتر و سن کمتر در اولویتاند. در اتاق ساکت، وقتی خبر غیرقابل پیوندبودن قلب انسانی را شنید، بنت فقط گفت: «پس این، یعنی من باید بمیرم؟»
پیشنهاد راهی که قبلا فقط در آزمایشگاهها دیده شده بود
دکتر بارتلی گریفیث (Bartley Griffith)، جراح قلبی که دههها روی پیوندها و دستگاههای پشتیبان قلب کار کرده، وارد صحنه شد. او به دیوید گفت: «یک قلب خوک، نه خوک عادی، بلکه حیوانی با ۱۰ تغییر ژنتیکی، پرورشیافته در شرایط استریل، بدون بیماری واگیر، آماده شده است. ژنهایی که پروتئینهای عامل رد فوقحاد را میسازند حذف شده، ژنهای انسانی جایگزین شده و چند ژن خوکی دیگر برای مهار رشد بیشازحد بافت حذف شده است.»
محمد محیالدین (Mohamed Mohiuddin)، متخصص علوم پیوند و مغز متفکر برنامه، کنار گیریفیت ایستاد و گفت: «این، آخرین گزینهای است که باقی مانده است. ما نمیتوانیم بگوییم چقدر دوام خواهد داشت… شاید روزها، شاید هفتهها… ولی این یک شانس است.»
تصمیم دیوید بنت
بنت چند شب با خودش و خانوادهاش کلنجار رفت. به پسرش گفت: «یا با این قلب خوک شانس زندهبودن را امتحان میکنم، یا همینجا روی این تخت میمیرم. من میخواهم زندگی کنم.»
در یک مصاحبه کوتاه قبل از جراحی، به خبرنگار Associated Press گفت: «این یا مرگ است یا این عمل. من میخواهم زنده بمانم. هیچوقت نمیخواهم همینطور بمیرم بدون اینکه حتی امتحان کرده باشم.»
روز جراحی – ۷ ژانویه ۲۰۲۲
ساعت ۸ صبح، اتاق عمل شماره ۲۰ آماده میشود. قلب خوک از مرکز پرورش ویژه درون ظرف استریل وارد میشود، در محلول محافظتی یخزده، رنگی قرمز صورتی، خاموش اما سالم.
بیهوشی کامل. جراحان قفسه سینه او را باز میکنند، دستگاههای نگهدارنده زندگی را متصل میکنند. دکتر گریفیث میگوید: «وقتی قلب خوک را گذاشتیم، بلافاصله شروع به تپیدن کرد. لحظهای بود که همه در اتاق نفسشان را حبس کرده بودند.»
چهار ساعت بعد، قلب جدید جایگزین قلب بیمار میشود. بنت با قلب خوک درون سینهاش به بخش مراقبتهای ویژه منتقل میشود.
روزهای پس از عمل
قلب کار میکند. بدن دیوید خون تازه و پراکسیژن دریافت میکند، پوستش رنگ میگیرد. چند روز بعد، او میتواند بنشیند و با پرستاران شوخی کند. آزمایشها نشانی از رد فوقحاد ندارند؛ همان کابوسی که همیشه نخستین مانع پیوند حیوان به انسان بوده است.
اما روند معجزهآسا نیست. هفتهها بعد، علایم خستگی قلب ظاهر میشود. آزمایشها فعالشدن ویروس پنهان سایتومگالوویروس خوکی (pCMV) را نشان میدهد؛ ویروسی که شاید با میکروالتهابهای خود، مسیر نارسایی پیوند را آغاز کرده باشد.
پایان مسیر
۴۹ روز پس از جراحی، عملکرد قلب بهسرعت پایین میآید. دیوید بنت در ۶۰مین روز پس از جراحی، در همان بیمارستانی که تاریخساز شد، چشمهایش را بست.
پسرش گفته بود: «پدرم میدانست که ممکن است این پایان باشد ولی میخواست شانسش را امتحان کند تا شاید روزی کسی به لطف این عمل عمر بیشتری پیدا کند.» 
اهمیت این اتفاق
این نخستینبار بود که قلب یک خوک اصلاحشده ژنتیکی، در بدن بیمار زنده بهکار گرفته شد و بیش از چند روز یا هفته آزمایشگاهی دوام آورد. هرچند بنت از دنیا رفت، این پیوند دنیای زنوترنسپلنتیشن را از خیال به واقعیت نزدیک کرد.
چهار هفته با قلب خوک – ماجرای لارنس فاست
پاییز سال ۲۰۲۳، دوباره سروصدای تیم پیوند دانشگاه مریلند در بالتیمور بلند شد. هنوز کمتر از دو سال از جراحی تاریخی دیوید بنت گذشته بود که یک مرد دیگر –لارنس فاست، ۵۸ ساله، اهل ایالت مریلند– در برابر همان تصمیم دشوار قرار گرفت: پذیرفتن یک قلب خوک اصلاحشده ژنتیکی یا تسلیم شدن به تقدیر بیرحمانه نارسایی قلبی.
فاست، که پیشتر بهعنوان یک سروان ارشد در نیروی دریایی آمریکا خدمت کرده بود، سالها با بیماری قلبی پیشرفته دستوپنجه نرم کرده بود. وضعیتش در شهریور ۱۴۰۲ به نقطهای رسید که حتی دستگاههای پشتیبان نیز دیگر پاسخگو نبودند. پزشکان به او گفتند: «قاعده فهرست پیوند قلب، شانس آن را به تو نمیدهد. زمان از دست میرود.»
ارثیه دیوید بنت و پیشرفتهای جدید
بعد از تجربه بنت، تیم پزشکی –به رهبری دکتر بارتلی گریفیث و دانشمند پیوند محمد محیالدین– تغییراتی در پروتکلها داده بود:
بررسی دقیقتر برای یافتن ویروسهای خوکی پنهان.
اصلاح ترکیب داروهای سرکوب ایمنی برای تعادل بهتر بین جلوگیری از رد و پیشگیری از عفونت. قلب اهداشده به فاست نیز از خوکی با همان ۱۰ تغییر ژنتیکی تهیه شده بود، ژنهایی حذف یا افزودهشده برای سازگاری بیشتر با سیستم ایمنی انسان.
گفتوگوی سرنوشت
در اتاقی کوچک، همسرش شری (Shery) و دو فرزندش کنارش بودند. گریفیث آرام گفت: «ما این مسیر را یکبار پیمودهایم. اینبار بهتر آمادهایم اما هیچ تضمینی نیست.»
لارنس مکث کرد، به همسرش نگاه کرد و گفت: «اگر این کار فرصت بدهد که یک روز دیگر با شما باشم، ارزشش را دارد.»
روز جراحی – سپتامبر ۲۰۲۳
صبح روز عمل، بالگرد کوچک حامل جعبه استریل قلب خوک روی پشتبام بیمارستان فرود میآید؛ صحنهای که برای تیم یادآور همان روز دیوید بنت است، تنها اینبار با امید تجربه و آگاهی بیشتر.
اتاق عمل با ۲۰ نفر پرسنل آماده است. قلب خوک تازه و صورتی زیر نور اتاق جراحی همان لحظه که پیوند زده میشود، آرام میتپد، و وقتی جریان خون انسانی در آن جاری میشود، ضربانش قویتر میشود.
روزهای پس از پیوند
روزهای اول شگفتانگیز بودند. فاست در ویدیویی ضبطشده گفت: «از تیم جراحی ممنونم. این فراتر از پزشکی است. این یک شانس دوباره است.»
او میتوانست روی تخت بنشیند، با همسرش حرف بزند و حتی غذاهای ساده بخورد. قلب جدید خون را بهخوبی پمپاژ میکرد، فشار خون پایدار بود و هیچ نشانهای از رد فوقحاد دیده نمیشد.
آغاز چالش
سه هفته پس از جراحی، آزمایشها افزایش تدریجی آنتیبادیهای ضد خوک را نشان دادند. این همان واکنش ایمنیای بود که درمورد بنت کنترلنشده باقی ماند و اینبار با علایم بیشتری بروز میکرد. با وجود تقویت داروهای سرکوبکننده سیستم ایمنی، عملکرد قلب رو به کاهش گذاشت.
تیم پیوند تصمیم گرفت پروتکلهای دارویی را تغییر دهد و فیلتراسیون پلاسما (plasmapheresis) را برای حذف آنتیبادیهای خطرناک انجام دهد اما روند ضعف برگشتناپذیر بود.
پایان
بعد از ۴۰ روز، قلب تقریبا از کار افتاد. لارنس فاست درحالیکه خانوادهاش کنارش بودند، آرام چشم بست.
گفتههای پایانی خانواده
همسرش گفت: «لارنس میخواست کاری کند که روزی دیگران رنج او را نکشند. او به علم و تیم پزشکی اعتماد کرد، حتی وقتی میدانست سرنوشت نامعلوم است.»
اهمیت دومین پیوند
پیوند قلب خوک به فاست نشان داد که پیشرفت پس از نخستین تجربه ممکن است ولی خطرات رد ایمنی هنوز بزرگترین مانع هستند. این مورد در مقایسه با بنت، هیچ نشانهای از ویروس خوکی فعالشده نشان نداد اما افزایش آنتیبادیها باعث رد تدریجی شد.









دیدگاهتان را بنویسید