×

میراث علمی و تمدنی رهبر شهید انقلاب

  • ۱۰ تیر ۱۴۰۵
  • 13 بازدید
  • ۰
  • محمدرضا محمدخانی، عضو هیات علمی دانشگاه، در مقاله ای در مجله دانشمند به بررسی دقیق ابعاد میراث علمی و تمدنی آیت الله العظمی سید علی خامنه ای پرداخته است.
    میراث علمی و تمدنی رهبر شهید انقلاب
  • مقدمه

    آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، شخصیتی چندبعدی و جامع‌الشرایط است که در عرصه‌های مختلف علمی، فرهنگی، سیاسی و تمدنی نقش‌آفرینی بی‌نظیری داشته است.

    میراث علمی و تمدنی رهبرشهیدانقلاب، نشان‌دهنده نگاه جامع و راهبردی ایشان به پیشرفت و تعالی جامعه اسلامی است. این میراث، ترکیبی است از مبانی عمیق فلسفی و کلامی، اهداف روشن و ملموس، راهبردهای عملی و اجرایی، و چشم‌اندازی امیدبخش برای آینده امت اسلامی.

    ایشان با تأکید بر نهضت علمی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نیازهای جامعه اسلامی، بر تولید علم و نوآوری و استقلال علمی تأکید کرده‌اند و حوزه و دانشگاه را دو بال اصلی این نهضت دانسته اند. اسناد راهبردی متعددی که به تدبیر ایشان تدوین شده، نقشه راهی جامع برای پیشرفت کشور در ابعاد مختلف فرهنگی، علمی، اقتصادی و اجتماعی ترسیم کرده است.

    تأکید بر معنویت به‌عنوان کالبد تمام عرصه‌های پیشرفت، نشان‌دهنده نگاه الهی و فرامادی ایشان به توسعه و تعالی جامعه است. ایشان پیشرفت را امری چندبعدی می‌دانند که باید همزمان در عرصه‌های فکر، علم، زندگی و معنویت دنبال شود و عدالت را شرط اساسی آن به شمار می‌آورند.

    میراث علمی و تمدنی آیت‌الله خامنه‌ای، حاصل بیش از سه دهه رهبری مدبرانه و بیش از نیم قرن حضور فعال در عرصه‌های علمی و فرهنگی است. این میراث گرانبها، نقشه راهی جامع و منسجم برای پیشرفت و تعالی جامعه اسلامی در تمامی ابعاد ارائه می‌دهد و می‌تواند الگویی بی‌نظیر برای جنبش‌های اسلامی و تمدن‌سازی نوین در جهان معاصر به شمار آید.

     

    مبانی معرفتی و فلسفی پیشرفت در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای

     

    جهان‌بینی توحیدی

    در نظام فکری آیت‌الله خامنه‌ای، اصول فکری و معرفتی پیشرفت، برگرفته از فلسفه و علم کلام اسلامی و معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی اسلامی است. بر اساس این نگرش، جهان متشکل از طبیعت و مابعدالطبیعه است و هر یک از موجودات مادی و غیرمادی، آفریده نیرویی حکیم و غیرمادی به شمار می‌آیند.

    توحید در اندیشه ایشان تنها یک مسئله فلسفی و کلامی نظری نیست، بلکه روشی عملی برای زندگی به‌شمار می‌آید که هرگونه خدایان دروغین را از پیش روی انسان برمی‌دارد و از درون وی، عوامل ضعف و سرسپردگی در برابر نیروهای استکبار را می‌زداید. توحید به انسان توانایی می‌بخشد که بدون هیچ ترسی در برابر قدرت‌های زورگو بایستد و حرکت خود را در زمین با تمام دقت، هماهنگ و متناسب با حرکت هستی تنظیم کند.

    ایشان بر این باورند که مشکل اساسی توسعه امروز غربی، جدایی از خداست و اگر مسئله مبدأ حل شود، بسیاری از مشکلات بشریت حل خواهد شد. وقتی انسان به مبدأ معتقد شد، این توحید، نیروی عظیم و تمام‌نشدنی در اختیار بشر قرار می‌دهد و می‌تواند زندگی را بر اساس ارزش‌های الهی سامان دهد.

     

    معاد و حیات پس از مرگ

    از دیگر اصول اساسی اعتقادی که در برنامه پیشرفت تأثیر می‌گذارد، مسئله معاد و ایمان به رستاخیز است. این باور به این معناست که با مرگ انسان، همه چیز پایان نمی‌پذیرد و حیات پس از مرگ، فصل تازه‌ای از زندگی انسان به شمار می‌آید.

    ایمان به زندگی پس از مرگ تأثیر عظیمی در تنظیم روابط اجتماعی و پایه‌های حکومت اسلامی و مدیریت جامعه دارد. این ایمان فقط یک باور نظری نیست که تنها بر رفتار فرد تأثیر بگذارد، بلکه تأثیر بسزایی در رابطه انسان با همنوعان خود و نیز رابطه انسان با دولت و حکومت اسلامی دارد. باور به امتداد زندگی  نتایج رفتار، ایثار و جهاد را معنا می‌بخشد و منطقی می‌کند.

    در منطق عقل ابزاری، ازخودگذشتگی بی‌منطقی است؛ اما باور به معاد آن را منطقی می‌سازد. وقتی معتقدیم هیچ عملی از بین نخواهد رفت و همه رفتارها محفوظ است و در زندگی واقعی، این رفتارها را در مقابل چشمان خود خواهیم دید، اگر در دنیا برای ادای وظیفه چیزی را از دست بدهیم، احساس خسارت نمی‌کنیم، گرچه آن چیز جان، عزیزان و فرزندانمان باشد.

     

    عدم تفکیک دنیا و آخرت

    در نگاه رهبر شهید انقلاب، دنیا و آخرت از یکدیگر جدا نیستند و «الدنیا مزرعه الآخره»؛ دنیا کشتزار آخرت است. آخرت روی دیگر سکه دنیاست. جهان طبیعت و ماورای طبیعت به‌هم پیوسته‌اند و هرگونه جدایی میان این دو، نگرشی ناصواب به شمار می‌آید که ریشه بسیاری از انحرافات فکری و عملی در تمدن غربی است.

    این نگاه، به پیشرفت جنبه‌ای معنوی و اخروی می‌بخشد و آن را از محدوده منافع مادی صرف فراتر می‌برد. بر این اساس، هرگونه برنامه‌ریزی برای پیشرفت باید هم ناظر به سعادت دنیوی و هم ناظر به سعادت اخروی باشد و این دو را در تعامل با یکدیگر در نظر گیرد.

     

    ابزارهای معرفتی

    ابزارهای معرفتی و راه‌های رسیدن به شناخت در نگاه ایشان متنوع و چندگانه است و شامل حواس ظاهری و باطنی، عقل و وحی می‌شود. نباید به حس و تجربه و عقل مکانیکی بسنده کرد، زیرا این کار به محرومیت از شناخت راه وحی، کتاب و سنت می‌انجامد.

    بخش مهمی از نیازهای انسان برای رسیدن به پیشرفت کامل از طریق وحی و کتاب و سنت قابل تأمین است. غرب پس از رنسانس، خود را از این ظرفیت شناختی محروم ساخته و به همین دلیل، در بسیاری از مسائل اساسی زندگی بشری با بحران‌های عمیق مواجه شده است.

     

    انسان‌شناسی اسلامی

    انسان بر حسب آموزه‌های اسلامی دارای ابعاد متعددی است: جسمانیت، روحانیت، عواطف، اخلاق، غریزه و عقلانیت. انسان در دیدگاه اسلامی محور است، اما این محوریت به‌طور کلی با محوریت انسان در تفکر اومانیستی اختلاف اساسی دارد.

    انسان از نظر اسلام، مخلوق ویژه خداست، خلیفه او در زمین، حامل امانت الهی، مسجود فرشتگان و مأمور عمران و آبادانی زمین به شمار می‌آید. خداوند هر چه در آسمان‌ها و زمین است، از جمله خورشید، ماه، ستارگان، دریاها و شهرها را برای او آفریده و همه را رام او ساخته است.

    خداوند به انسان عقل و اختیار داده و برای هدایت او، پیامبران، امامان و کتاب‌های آسمانی را فرستاده است. او را به سوی کمال و تعالی و قرب خود فراخوانده، ولی طی مسیر کمال را به اختیار خودش نهاده و او را مسئول رفتار خویش شمرده است. انسان می‌تواند با شناخت خدا و پرستش او تکامل یابد و از فرشتگان مقرب فراتر رود، همان‌گونه که می‌تواند با پشت کردن به شناخت خدا و کج‌روی، از مرتبه حیوان نیز فروتر افتد و دچار هلاکت شود.

    این مبانی در برابر اندیشه غربی است که انسان را تک‌ساحتی و به خود وانهاده می‌داند که زندگی او با مرگ پایان می‌پذیرد. انگیزش‌دهنده و محرک او صرفاً غرایز اوست و جهت حرکت را امیال و غرایز او تعیین می‌کند. انسان با استفاده از عقل ابزاری در صدد بیشینه کردن لذات دنیوی خویش است؛ نه مأمور خدا و نه در برابر او مسئول است.

     

    نگرش غیرمادی به اقتصاد

    بسیاری از مشکلات مردم در دنیا از ناحیه نگرش مادی به اقتصاد، ثروت و پول است و پدیده استعمار و استضعاف، نتیجه همین نگرش به شمار می‌آید. اسلام برای ثروت، تولید آن و توزیع آن اهمیت و اعتبار قائل است؛ منتها با نگاه الهی و معنوی. به این معنا که از این ثروت برای فساد، سلطه و اسراف نباید استفاده کرد، بلکه باید آن را به سود جامعه به کار گرفت.

    توسعه در جوامع غربی تقریباً به طور عموم از راه استعمار حاصل شده است. ثروتی که انگلستان در قرن هجدهم و نوزدهم به دست آورد، از استعمار و غارت کشورهای شرقی بود، اما کشوری که استعمار را حرام می‌داند، استثمار را گناه می‌شمارد، غارت و غصب را ممنوع می‌داند و تجاوز به حقوق دیگران را جایز نمی‌شمارد، پیشرفت در آن معنای دیگری دارد.

     

    ارتباط پیشرفت با عدالت

    همواره پیشرفت باید با عدالت همراه باشد. یکی از شاخص‌های مهم توسعه افزایش درآمد ناخالص ملی است، اما باید دید این درآمد چگونه توزیع شده است. اگر در جامعه‌ای انسان‌های بی‌سرپناه زندگی می‌کنند و باید چهارده ساعت کار کنند تا نان‌خورونمیری پیدا کنند، این پیشرفت نیست.

    کاهش فاصله طبقاتی میان مناطق جغرافیایی، برابری در استفاده از فرصت‌ها و امکانات، مبارزه با فساد مالی و اقتصادی، مبارزه با اسراف و ولخرجی و تضییع اموال، از آثار پیشرفت همراه با عدالت است. پیشرفت بدون عدالت، نه تنها مطلوب نیست، بلکه خود می‌تواند به تهدیدی برای ارزش‌های انسانی و اسلامی تبدیل شود.

     

    عرصه‌های چهارگانه پیشرفت در دیدگاه رهبر شهید انقلاب

     

    ۱/عرصه فکر

    برای رسیدن به پیشرفت باید به سمت تحقق جامعه‌ای متفکر حرکت کرد. این درس قرآنی است که در قرآن بارها بر تفکر، تعقل و تدبر تأکید شده است. جوشش فکر و اندیشه‌ورزی در جامعه باید به حقیقتی نمایان و واضح تبدیل شود.

    این کار از نخبگان شروع می‌شود و سپس به آحاد مردم می‌رسد و راهبردها و الزامات خاص خود را دارد. ابزارهای آن، آموزش و پرورش و رسانه‌ها هستند که در برنامه‌ریزی باید مورد توجه قرار گیرند. جامعه متفکر، جامعه‌ای است که می‌تواند راه‌های نوین پیشرفت را کشف کند و در برابر چالش‌ها، راه‌حل‌های خلاقانه ارائه دهد.

     

    ۲/عرصه علم

    علم، محصول فکر است و باید نوآوری‌های علمی را دوچندان کرد و به سمت استقلال علمی حرکت نمود. علوم را باید به فنون مبدل کرد و بحث تعمیق علمی را استمرار بخشید. در دیدگاه ایشان این حرکت علمی که در سال‌های اخیر آغاز شده باید با جدیت دنبال شود.

    در این راستا، اهمیت علوم انسانی از علوم طبیعی کمتر نیست. فلسفه، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و اقتصاد از جمله علومی هستند که باید در آنها نظریه‌پردازی کرد. باید از موجودی این دانش‌ها در دنیا استفاده کرد و بر آن چیزی افزود.

    در زمینه علم، رابطه بین کشورها باید دادوستد و واردات و صادرات باشد. اگر کشوری وارداتش بیش از صادرات آن باشد، ترازش منفی می‌شود. در زمینه علم نیز باید همین طور باشد؛ باید جریان دوطرفه وجود داشته باشد. اگر دائماً ریزه‌خوار علم دیگران باشید، پیشرفت نخواهید داشت. باید مواظب بود که تراز علم مثبت باشد. علم قدرت است و اگر ملتی علم نداشته باشد دیگران بر آن ملت استیلا می یابند و آن ملت را تحقیر می کنند و به بردگی می کشند.

     

    ۳/عرصه زندگی

    امنیت، عدالت، رفاه، استقلال، عزت ملی، آزادی، تعاون، حکومت و مانند آنها، عرصه‌های زندگی هستند که پیشرفت در همه آنها باید دنبال شود. فراوانی تولید، افزایش بهره‌وری، ارتقای سطح سواد و معلومات عمومی مردم، ارتقای خدمات عمومی، رشد ارتباطات، از شاخص‌های پیشرفت و مورد قبول است.

    مبارزه با فقر، جهل، ناامنی، بی‌قانونی و بداخلاقی همراه با پیشرفت ضروری است. در پیشرفت اسلامی، مدیریت‌ها علمی‌تر و رفتارها منضبط‌تر می‌شود و انضباط اجتماعی، رشد امنیت، رشد ثروت ملی، رشد علم، رشد اخلاق و رشد عزت ملی تحقق می‌یابد. آنچه در این عرصه بسیار اساسی است، این است که تحول باید با رعایت عناصر اصلی هویت اسلامی و ملی در نظر گرفته شود.

     

    ۴/عرصه معنویت

    این عرصه از مهم‌ترین عرصه‌هاست و درواقع کالبد تمام زمینه‌ها محسوب می‌شود. طرح پیشرفت اسلامی باید بر اساس معنویت سامان یابد و این اصل هیچ منافاتی با علم، سیاست و آزادی ندارد. معنویت نه با علم، نه با سیاست، نه با آزادی و نه با عرصه‌های دیگر هیچ منافاتی ندارد.

    می‌توان قله‌های علم را فتح کرد همراه با معنویت. اگر عشق به معنویت و ارتباط با خدا نباشد، ممکن است همه دستاوردهای پیشرفت در راه غلطی صرف شود؛ علم برای ساخت بمب اتم به کار گرفته شود یا برای سلطه مورد استفاده قرار گیرد. عواطف انسانی، عواطف خانوادگی، احساس مسئولیت همگانی نسبت به مردم، از لوازم پیشرفت واقعی است.

    اگر دنیا این گونه باشد، دنیای انسانی و شایسته زندگی انسان است، اما دنیای امروز، دنیای جنگل است. نمونه عالی پیشرفت، همراه با عدالت و معنویت، در دوران ظهور حضرت بقیه‌الله الاعظم(عج) اتفاق خواهد افتاد و از آنجا دنیای مطلوب شروع خواهد شد.

     

    تمدن‌سازی از منظر رهبر شهید انقلاب

     

    مراحل حرکت جامعه اسلامی

    آیت‌الله خامنه‌ای حرکت جامعه ایران در پرتو اسلام را به پنج مرحله تقسیم می‌کنند. این تقسیم‌بندی، نشان‌دهنده نگاه راهبردی و تمدنی ایشان به تحولات اجتماعی و سیاسی است:

    مرحله اول، انقلاب اسلامی است که مرحله تغییر گسترده در تمام دستگاه‌های حاکم و ارزش‌های رایج بود. این مرحله، زیربنای همه تحولات بعدی به شمار می‌آید و شرط لازم برای حرکت به سوی اهداف والاتر است.

    مرحله دوم، برنامه‌ریزی برای برپایی نظام اسلامی است که منظور از آن، یک طرح مهندسی‌شده کامل و جامع است که از طریق قانون در کشور اجرا می‌شود. این مرحله، نظم و انسجام لازم را برای حرکت به سوی اهداف تمدنی فراهم می‌آورد.

    مرحله سوم، برپایی دولت اسلامی با تمام نیازهای آن است که شامل ساماندهی دستگاه حاکم بر اساس طرح اسلامی، تلفیق سنت و نوآوری، و جمع کردن بین اصالت رسالت اسلامی و به‌روز بودن واقعیت کنونی می‌شود. در این مرحله، از تجارب و عقل بشری در تمام زمینه‌ها استفاده می‌شود.

    مرحله چهارم، برپایی جامعه اسلامی و بنیان نهادن و تجدید بنیان آن بر اساس اصول اسلامی از نظر اقتصاد، سیاست، اخلاق، تعلیم و تربیت و دیگر جوانب فردی و اجتماعی است. این مرحله، تجلی عینی ارزش‌های اسلامی در زندگی روزمره مردم به شمار می‌آید.

    مرحله پنجم، برپایی تمدن اسلامی یا حرکت جهانی اسلامی است. این تمدنی است که ملت‌ها به آن چشم دوخته‌اند و خبر مسرت‌بخش آن در نتیجه بیداری اسلامی در منطقه آغاز شده و ان‌شاءالله سرتاسر جهان را فرا خواهد گرفت.

     

    اصول و عناصر پنج‌گانه ایجاد تمدن اسلامی

    این طرح برخاسته از نگرش اسلام به هستی و زندگی است و هر چه این نظریه نهادینه شود، گام‌ها برای محقق شدن ثمره اجتماعی و تمدنی آن شتاب خواهد گرفت. عناصر پنج‌گانه این طرح عبارت‌اند از:

    ۱/توحید: توحید فقط مسئله‌ای فلسفی و کلامی نیست که سخن به‌صورت تئوری در مورد آن گفته شود، بلکه توحید روشی عملی برای زندگی است که هرگونه خدایان دروغین را از سر راه انسان برمی‌دارد. توحید حرکت انسان در روی زمین را با تمام دقت، هماهنگ و متناسب با حرکت هستی می‌کند و به او قدرت و عزت می‌بخشد.

    ۲/تکریم انسان: انسان در دیدگاه اسلامی محور است، اما این محوریت با محوریت انسان در تفکر اومانیستی اختلاف اساسی دارد. متون دینی تأکید دارند که خورشید و ماه و دریا در تسخیر انسان است و خداوند همه کائنات را در اختیار انسان قرار داده است. این کرامت شامل دو مرحله است: مرحله تکوینی و مرحله تشریعی که حکومت اسلامی بر اساس آن استوار است.

    ۳/تداوم زندگی پس از مرگ: ایمان به زندگی پس از مرگ تأثیر عظیمی در تنظیم روابط اجتماعی و تنظیم پایه‌های حکومت اسلامی و مدیریت جامعه دارد و این فهم تمدنی از یکی از اصول دین به شمار می‌آید.

    ۴/قدرت انسان بر تکامل نامتناهی: یکی از محورهای مهم برای آغاز حرکت تمدنی انسانی، قدرت انسان بر تکامل نامتناهی است. انسان در نظام اسلامی می‌تواند به مراتبی از کمال دست یابد که هیچ محدودیتی برای آن متصور نیست.

    ۵/ایمان به حرکت عالم به‌سوی حاکمیت حق و اصلاح: در بعضی مواقع در دنیای اسلام اندیشه‌ای رایج شد که مسیر انسان را به‌سوی شکست و انحطاط منحرف می‌کرد و این فکر با هدف اسلام که همان هدایت بشر به‌سوی کمال و پیشرفت است، تعارض دارد. نگاه صحیح، امید به آینده و ایمان به پیروزی نهایی حق بر باطل است.

     

    نهضت علمی در اندیشه امام شهید

     

    مفهوم و ضرورت نهضت علمی

    آیت‌الله خامنه‌ای نهضت علمی را یکی از مهم‌ترین نیازهای جامعه اسلامی می‌دانند که باید آن را بپذیرد و در راستای تحقق آن تلاش کند. ایشان بارها بر ضرورت محقق شدن آن در محافل حوزوی و دانشگاهی تأکید کرده‌اند.

    نهضت علمی در نظر ایشان، تلاش‌های گسترده در مسیر تحول فرهنگ جامعه به‌دلیل ایجاد حس خودباوری و عزت نفس است. خودباوری به‌معنای خودداری از تقلید و مصرف صرف نیست، بلکه به‌معنای توانا دانستن خود در عرصه‌های زندگی فردی و اجتماعی برای تولید و نوآوری است.

    این اصطلاح نهضت علمی، از خلأیی حکایت می‌کند که نظام اسلامی در این مرحله از تاریخ انقلاب با آن روبه‌روست و آن نبودن علوم مناسبی است که نظام را در مدیریت خود یاری کند. تلاش‌هایی که پس از گذشت سال‌ها در حوزه و دانشگاه برای پر کردن این خلأ صورت گرفته، کافی نبوده و همچنان نظام اسلامی نیازمند این رویکرد است.

    علوم و معارف باید از مهم‌ترین شاخص‌ها و پایه‌هایی باشند که نظام به آنها در اداره بخش‌های مختلف جامعه تکیه کند. از سوی دیگر، این علوم باید اساس و پایه سیاست‌های مختلف برای حرکت نظام در عرصه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی باشند.

    تولید علم و نوآوری علمی

    تولید علم و معرفت در نظر آیت‌الله خامنه‌ای معنای خاصی دارد که غالباً بر نوآوری علمی اطلاق می‌شود و این دقیقاً در مقابل دیدگاه ترجمه و گرته برداری قرار دارد که جریان تحجر و وابستگی از آن پیروی می‌کنند.

    یکی از وظایف مهم حوزه های علمیه و دانشگاه‌ها، نواندیشی علمی است. مسئله تحجر، فقط بلای محیط‌های دینی و افکار دینی نیست، در همه محیط‌ها، تحجر به‌معنای ایستایی و پایبند بودن به جزم‌گرایی‌هایی است که بر انسان تحمیل شده، بدون اینکه متعلق درستی به دنبالش باشد و این یک بلاست.

    نظریه‌های علمی نتیجه نیازهای ویژه‌ای است که در جامعه به وجود می‌آید و دانشمندان را به تفکر در مورد تولید فکر وا می‌دارد. روشن است که هر جامعه نیازهایی دارد که از زمینه های فرهنگی و اجتماعی همان جامعه سرچشمه می‌گیرد و از این رو، ترجمه افکار دیگران و پذیرش مطلق آنها یا برخورد با آنها آن‌گونه که گویا وحی منزل است، هیچ معنا و مفهومی ندارد.

    راه حل واقعی این است که ملت با عقل خود کارهایش را انجام دهد، تلاش کند و با اختراعات و نوآوری‌هایش پیشرفت کند، ولو این کار با کمک گرفتن از تجربه و مهارت دیگران باشد. همه انقلاب‌های علمی که در دنیا رخ داده، نتیجه شکافی است که بر نظریه‌های پیشین عارض شده است و از این رو، دانشمندان باید جرئت گذر از مرزهای علم را داشته باشند.

     

    نهضت علمی، مسئله‌ای راهبردی

    نهضت علمی باید در شمار مسائل راهبردی نظام اسلامی به شمار آید که هر گونه برخورد غلط و سهل‌انگاری در مورد آن، نظام را با بحران هویت و بحران کفایت در سطح ملی و بین‌المللی روبه‌رو می‌کند.

    مهم‌ترین چالشی که نظام اسلامی و جهان اسلام، بلکه بشریت با آن روبه‌روست، خلأ ناشی از نبود علوم داخلی و پویاست. با ظهور انقلاب اسلامی و احیای اسلام، از یک سو در سطح ملی و منطقه‌ای با خلأیی روبه‌رو هستیم که نبود الگویی مفید برای مدیریت حکومت اسلامی است و از سوی دیگر، در سطح بین‌المللی با افول تدریجی تمدن غربی و نیاز روزافزون انسان به الگوی سعادت، علم منطبق با دین اسلام و ارزش‌های آن بهترین جایگزین برای پر کردن این فضای خالی است.

    طلوع فجر انقلاب اسلامی در عصر حاضر، یکی از اسباب نه تنها احیای دوباره اسلام و احکام و آموزه‌های آن شد، بلکه این انقلاب توانست به‌طور کلی دین را به عرصه جامعه بازگرداند. کاری که طرفداران فکر مادی را که به رخت بر بستن دین از صحنه زندگی انسان بشارت می‌دادند، شگفت‌زده کرد. انقلاب اسلامی توانست ثابت کند که همچنان دین باید نقطه اتکا برای توازن نظام جهانی باشد.

     

    حوزه و دانشگاه در اندیشه امام شهید

     

    جایگاه حوزه‌های علمیه

    امام شهید به‌عنوان یک مرجع روحانی برخاسته از حوزه‌های علمیه به‌خوبی حوزه را می‌شناسند و به نقش و سهم آن در تأمین آرمان‌های اسلامی ملت، که همانا دست یافتن به حیات طیبه اسلامی و رشد معنوی و اخلاقی است، وقوف دارند.

    ایشان همواره طلاب و روحانیون جوان را به اهتمام به جنبه‌های معنوی و اخلاقی و رعایت تقوا و دوری گزیدن از آفت دنیایی‌طلبی توصیه می‌کردند و این جنبه از آموزه‌ها و سنت‌های حوزه را به‌منزله روحی در کالبد حوزه می‌دانند. افزون بر این، اهتمام به سنت سلف صالح را در استنباط احکام فقهی و اجتهاد، امری اساسی می‌شمارند و این سنت مستحکم را بنیان حوزه می‌دانند.

    ایشان معتقد بودند تأکید بر توجه به سنت سلف صالح نباید مانع نوآوری در روش‌ها و برنامه‌های حوزه و محتوای دروس شود. سنت باید پشتوانه و بستر مناسب نوآوری باشد و نوآوری باید بر غنای سنت برای نسل‌های آینده بیفزاید.

    نکته بسیار مهم این است که حوزه نباید از مسائل اجتماعی و سیاست جدا بماند. روحانیون باید در صف اول تلاش برای حفظ انقلاب اسلامی و تقویت آن جای داشته باشند و باید رابطه امور اجتماعی و فرهنگی و سیاسی را با حوزه بشناسند و به وظیفه خود عمل کنند.

     

    تحول در حوزه‌های علمیه

    مدیریت حوزه باید با توجه به افق‌های جدیدی که انقلاب اسلامی در برابر چشم حوزویان می‌گشاید و وظایف تازه‌ای که بر عهده آنان می‌گذارد، متحول شود. شیوه و ساختار مدیریتی دوران حکومت غیراسلامی، نمی‌تواند پاسخگوی نیازها و انتظارات از حوزه در دوران حکومت اسلامی باشد.

    تحول در حوزه‌ها به معنای تغییر خطوط اصلی حوزه‌ها، مانند تغییر روش اجتهادی نیست که این قطعاً یک انحراف است، بلکه تحول به‌سمت سقوط خواهد بود. شیوه اجتهادی که امروز در حوزه‌های علمیه رایج است، قوی‌ترین و منطقی‌ترین شیوه اجتهاد به شمار می‌آید که متکی به یقین و علم با اتکای به وحی است.

    اگر اجتهاد با همان شیوه درست و صحیح خود که تکیه به کتاب و سنت است و با آن روش معقول و منطقی انجام بگیرد، بسیار خوب است. اجتهادها و تولیدات مختلفی که داشته باشد، موجب بالندگی و پیشرفت خواهد شد. مجتهدین و فقهای ما در طول تاریخ فقاهت، در مسائل گوناگون نظرات مختلفی ایراد کردند و هیچ اشکالی ندارد. این موجب بالندگی و پیشرفت است.

    امروز حوزه نباید در صحنه‌های متعدد فلسفی، فقهی و کلامی در دنیا غایب باشد. این همه سؤال در دنیا و در مسائل گوناگون مطرح است. پاسخ حوزه چیست؟ نه باید غایب باشد و نه منفعل. فکر نو و پاسخ به نیازهای نو به نو لازم است.

     

    جایگاه دانشگاه و علوم انسانی

    آیت‌الله خامنه‌ای از دوران جوانی با دانشگاهیان ارتباط داشته و دانشگاه را به‌خوبی می‌شناسند. ایشان بر لزوم اسلامی شدن دانشگاه‌ها تأکید کرده‌اند و در سال‌های اخیر بر ضرورت تحول در علوم انسانی تأکید ویژه‌ای داشته‌اند.

    ایشان معتقدند اگر ما در علوم انسانی صرفاً کتاب‌های غربیان را ترجمه کنیم و در دانشگاه‌ها تدریس کنیم، از این طریق جهان‌بینی، فرهنگ و اخلاق غربی را به دست خود بر کشور خود حاکم کرده‌ایم و با ادامه چنین وضعی، هرگز نخواهیم توانست کشور را به‌درستی اداره کنیم.

    علوم انسانی در غرب از تفکرات مادی سرچشمه می‌گیرد. رنسانس مبدأ تحولات گوناگونی در غرب شده، اما مبانی فکری ما با آن مبانی متفاوت است. هیچ ایرادی ندارد که از روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، فلسفه و همه رشته‌های علوم انسانی که غرب ایجاد و تولید کرده یا گسترش داده، استفاده کنیم. از یادگیری احساس سرشکستگی نمی‌کنیم و لازم است از غرب و شرق یاد بگیریم، اما این یادگیری باید به دانایی و آگاهی و قدرت تفکر خود ما منتهی شود.

    شاگردی کنیم تا استاد شویم. غربی‌ها این را نمی‌خواهند. سیاست استعماری غرب از قدیم این بوده که می‌خواهند در دنیا یک تبعیض و دو درجه‌ای در مسائل علمی وجود داشته باشد.

     

    تولید علم و جنبش نرم‌افزاری

    رهبر شهید انقلاب عقب‌ماندگی علمی کشورهای اسلامی را از علل مهم تسلط دشمنان اسلام بر جوامع اسلامی می‌دانند. علم قدرت است و  قدرت، ثروت و امکانات کشورهای سلطه‌گر، حاصل پیشرفت علمی آنهاست و کشوری که در علم عقب مانده باشد، در صنعت نیازمند دیگران خواهد شد و از نظر اقتصادی نیز به بیگانگان وابسته می‌گردد و این همه سبب می‌شود تا نتواند به استقلال فرهنگی و سیاسی دست یابد.

    مقابله با سلطه بیگانگان بدون دانش ممکن نیست و به همین دلیل، در سال‌های پس از پیروزی انقلاب، ایشان بارها مقامات کشور و مسئولان امور دانشگاه‌ها و استادان و دانشجویان را به برپایی «نهضت علمی» و «جنبش نرم‌افزاری» دعوت کرده‌اند تا از آن طریق تولید علم در کشور رونق گیرد.

    تأکید ایشان بر این است که در دانشگاه‌ها، کرسی‌های نظریه‌پردازی تأسیس شود و دانشجویان و استادان تشویق شوند تا در محیطی آزاد، اندیشه‌های جدید خود را مطرح کنند و به معرض داوری و نقد عالمانه و منطقی بگذارند. جوانان دانشجو به‌ویژه دانشجویان بااستعداد و نخبه، سرمایه‌های اصلی نیروی انسانی کشورند و باید کاری کرد که این استعدادها در داخل کشور و به‌سود پیشرفت علم در دانشگاه‌ها و مؤسسه‌های پژوهشی به کار گرفته شوند.

     

    اسناد راهبردی و نقشه جامع پیشرفت

     

    سند چشم‌انداز بیست‌ساله

    سند چشم‌انداز بیست‌ساله که برنامه بیست‌ساله کشور را از ابتدای سال ۱۳۸۴ دربردارد و نتایج پیش‌بینی‌شده در پایان این بیست سال را ترسیم کرده، به تعبیر رهبر شهیدانقلاب، بعد از قانون اساسی، مهم‌ترین سند کشور به شمار می‌آید. ایشان تأکید کرده‌اند که باید فعالیت‌ها و جهت‌گیری‌های کاری دولت با شاخص سند چشم‌انداز سنجیده شود.

    این سند همت و تلاش همه دولت‌ها و مسئولانی را ایجاب می‌کند که پشت سر یکدیگر بر سر کار می‌آیند، زیرا نقشه راه بیست‌ساله کشور بوده و به دوره خاصی منحصر نیست. دولت‌هایی که پشت سر یکدیگر با انتخاب مردم بر سر کار می‌آیند، می‌توانند براساس این سند چشم‌انداز، اهداف را مشخص کنند و هرکدام بخشی از راه را بروند و ادامه کار را به دولت بعدی بسپارند.

    پس از آن در چارچوب اجرایی سند بیست‌ساله، برنامه تفصیلی پنج‌ساله با عنوان برنامه پنج‌ساله پنجم توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور طراحی شد.

     

    دهه پیشرفت و عدالت

    سال ۱۳۸۷، پایان‌گیری سه دهه از عمر انقلاب و آغاز دهه چهارم بود. این دهه به تدبیر رهبر شهید انقلاب «دهه پیشرفت و عدالت» نامیده شد تا در همه برنامه‌ها و طرح‌ها به طور پیوسته در جهت پیشرفت و بهبود امور حرکت شده و عدالت در همه شئون زندگی مردم به‌طور محسوسی جاری شود.

    هدف از نامگذاری این دهه، محقق کردن دو عنوان پیشرفت و عدالت است؛ یعنی رسیدن به پیشرفت و محقق کردن دستاوردهای جدید و اجرای عدالت و ملموس شدن آثار آن در زندگی عموم مردم و در زندگی اجتماعی و اقتصادی آنها. هر اقدامی که می‌شود و هر برنامه‌ریزی‌ای که صورت می‌گیرد، باید این عنصر در آن ملحوظ باشد: هم در جهت پیشرفت جامعه باشد و هم در جهت عدالت.

    رهبر شهید انقلاب معتقد بودند برنامه‌ها و سیاست‌ها باید به واقعیت‌های کشور متکی باشد، زیرا هدف از این برنامه‌ها، نظریه‌پردازی نیست، بلکه ارائه خدمتی واقعی به ایران است. این‌طور نیست که عده‌ای نشسته باشند و با توهمات خودشان سیاست بنویسند، بلکه این سیاست‌ها با واقعیت‌ها تطبیق می‌کند و متکی به واقعیت‌های کشور است.

     

    نشست‌های اندیشه‌های راهبردی

    سلسله نشست‌های اندیشه‌های راهبردی با هدف بررسی مسائل کلان جامعه و کشور بر اساس اولویت برگزار شد. در این نشست‌ها که با حضور علما، نخبگان و متخصصان برگزار می‌شد، برنامه‌های راهبردی برای موضوعات مختلف تدوین می‌گردید.

    نشست اول: الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در اواخر سال ۱۳۸۹ برگزار شد. هدف از تشکیل این نشست و نشست‌های مشابه، درگیر کردن متفکران و اندیشه‌ورزان کشور با مسائل کلان بود. هدف دیگر، ایجاد فرهنگ و گفتمان واحد در میان نخبگان و سپس در سطح عموم جامعه بود. هدف سوم، جاده‌سازی و ریل‌گذاری برای اداره کشور در دهه‌های آینده بود. در این نشست، انتخاب کلمه «پیشرفت» به‌جای «توسعه» آگاهانه و با توجه به پاره‌ای از لوازم نامطلوب واژه «توسعه» به مفهوم غربی آن صورت گرفت. الگوی ایرانی، الگویی است که موقعیت تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، طبیعی و انسانی و ارزش‌های اساسی مورد قبول جامعه و وضعیت زمانی و مکانی در آن اثر می‌گذارد. اسلامی بودن الگوی پیشرفت، ناظر بر مبانی اندیشه، مبانی معرفتی، انسان‌شناسی، اهداف میانی و نهایی، ارزش‌ها و روش‌هاست که از اسلام مایه می‌گیرد.

    نشست دوم: عدالت در اردیبهشت ۱۳۹۰ برگزار شد. عدالت موضوعی است که همه نظام‌ها و ایدئولوژی‌ها به آن توجه کرده‌اند. عدالت یکی از ویژگی‌های جدایی‌ناپذیر اسلام است و خداوند متعال ما را به برپایی عدالت دستور داده است. در این نشست بر نقش استثنایی ادیان در زمینه عدالت، جایگاه ممتاز عدالت در انقلاب اسلامی ایران، و لزوم استخراج نظریه اسلام درباره عدالت تأکید شد.

    نشست سوم: زن و خانواده در دی ۱۳۹۰ برگزار شد. اسلام به زن توجه فراوانی کرده و او را از جاهلیت نجات داده است. در این نشست، ایده‌های بسیار مهمی درباره موضوع زن و خانواده مطرح شد و بر احترام به زن، استفاده از ظرفیت‌ها و توانایی‌های او و بنیان خانواده بر اساس نیکی و درستی تأکید شد.

    نشست چهارم: آزادی در آبان ۱۳۹۱ برگزار شد. این موضوع در دوران معاصر بحث‌های فراوانی را به‌همراه داشته است. در این نشست بر این نکته تأکید شد که چارچوب و مرزهای آزادی در همه حوزه‌های فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را آموزه‌های اسلام تعیین می‌کند و آزادی در اسلام با آزادی در غرب تفاوت اساسی دارد.

     

    نقشه جامع علمی

    نقشه جامع علمی کشور، مجموعه‌ای جامع، هماهنگ، پویا و آینده‌نگر است که شامل مبانی، اهداف، سیاست‌ها و راهبردها، ساختارها و الزامات تحول راهبردی علم و فناوری مبتنی بر ارزش‌های اسلامی برای دستیابی به اهداف چشم‌انداز بیست‌ساله کشور می‌شود. در این سند، بر مبانی ارزشی و بومی کشور، تجربیات گذشته، نظریه‌ها و نمونه‌های علمی و تجارب عملی تکیه شده است.

    نقشه جامع علمی با در نظر گرفتن افق سال ۱۴۰۴ شمسی مصادف با سال ۲۰۲۵ تدوین شده است و اهدافی علمی را ترسیم کرده که باید تا پایان این مدت محقق شود. منظومه علمی کشور باید یک منظومه کامل باشد تا مشخص شود چه نیازی داریم، تناسب بین بخش‌های مختلف علمی چگونه است، پیشرفت حالت کاریکاتوری پیدا نکند و فرهنگ نوآوری در دانشگاه گسترش یابد.

    مهم‌ترین ارزش‌های این نقشه عبارت‌اند از: حاکمیت جهان‌بینی توحیدی اسلام در کلیه ابعاد علم و فناوری، علم هدایتگر و هدفمندی آخرت‌گرایانه علم و فناوری، عدالت‌محوری و پرورش استعدادها و دستیابی همگان به علم و فناوری، کرامت انسان با تکیه بر فطرت حقیقت‌جو و عقل‌گرا، آزاداندیشی و تبادل آرا و تضارب افکار، توجه به اصل عقلانیت و تکریم علم و عالم.

     

    اسناد ۳۸گانه سیاست های کلی نظام

    چارچوب موضوعات کلان نظام برای خط مشی گذاری و سیاست گذاری در قالب سیاست‌های کلی نظام در طول سال‌های متمادی و در موضوعات محوری و راهبردی در ۳۸ سند توسط ایشان ابلاغ شده است. این سیاست های کلی که با مشورت مجمع تشخیص مصلحت نظام تدوین و با اصلاحات رهبر شهید ابلاغ شده است چارچوب‌های اصلی نظامات قانونگذاری در سطوح مختلف را تعیین کرده است.

    ایشان در این زمینه تأکید داشتند:

    «مهمترین وظیفه‌ی رهبری در قانون اساسی، تنظیم سیاستهای کلّی است. فرایند تنظیم سیاستهای کلّی یکی از منطقی‌ترین و زیباترین فرایندهاست. حالا عدّه‌ای دلشان می‌خواهد که دائم بر طبل دروغگویی و بهتان‌زنی بکوبند. ما هم حرفی نمی‌زنیم و آنها هم هرچه می‌خواهند می‌گویند؛ اشکالی هم ندارد؛ اما شما جوانان شاید بدانید و اگر نمی‌دانید، بدانید که فرایند تنظیم سیاستهای کلّی، فرایند بسیار قوی و مستحکمی است. این سیاستها اوّل در کمیسیونهای دولت تنظیم می‌شود و بعد به دولت می‌آید. دولت آنها را بررسی و تصویب می‌کند و به رهبری پیشنهاد می‌کند. رهبری هم آن را به مجمع تشخیص مصلحت می‌دهد. این سیاستها در کمیسیونهای مجمع تشخیص مصلحت با حضور کارشناسان متعدّد از بخشهای مختلف اقتصادی، فرهنگی، دانشگاهی، علمی که از خود مجمع و بیرون آن هستند، بررسی و تکمیل می‌شود؛ بعد مجدّداً به رهبری می‌دهند. رهبری هم آن سیاستها را با آن مبانی و اصول ارزشی نظام جمهوری اسلامی تطبیق می‌دهد، تصویب می‌کند و آن سیاستها به دولت برمی‌گردد و به مجلس ابلاغ می‌شود. نقش رهبری در تنظیم سیاستها این است که مراقب باشد تا زمینه‌ها قصوری یا تقصیری پیش آید، متوجّهِ رهبری است. بعد که این سیاستها ابلاغ شد، آن وقت مجلس موظّف است برطبق این سیاستها قانون بگذراند و دولت هم موظّف است سیاستهای اجرایی خودش را تنظیم و بر طبق آنها عمل کند. مجموعه‌ی این ساز و کار مفصّل دستگاههای اجرایی و قضایی و تقنینی در این چهارچوب به‌کار می‌افتند و کار می‌کنند که هر کدام مسؤولانی دارند و مسؤولیتهایی، که باید کار را انجام دهند. ممکن است فعالیتهای کاری ما با ابتکارها و دیدگاه‌های نو و نیروهای پُرنشاط و نوبه‌نو تغییر پیدا کند، لیکن سیاستهای کلی‌مان نباید دچار التهاب و اغتشاش شود؛ یعنی خط سیاسی مستمری که در سند «چشم‌انداز» دیده شده، بایستی ادامه پیدا کند. البته وقتی ما هدفی داریم، کارکنان و عاملان و بازیکنان نوبه‌نویی وارد صحنه می‌شوند، ابتکارهای خودشان را به کار می‌زنند، کارهای جدیدی را انجام می‌دهند، رأی و نظر خودشان را به کار می‌بندند و ممکن است از صحنه کنار بروند و کس دیگری بیاید و در بخشی از بخشها جای آنها را بگیرد – این ایرادی ندارد – و ابتکار جدیدی را به کار بزند و نگاه جدیدی به مسائل و اجرائیات داشته باشد، لیکن سعی کنیم ثبات سیاسی در کشور و در سیاستهای کلی کشور دچار التهاب نشود. یکی از چیزهایی که اطمینان و اعتماد را به کار بلندمدت اقتصادی و اجتماعی در کشور تضمین می‌کند، ثبات سیاستهاست؛ ما بایستی به این موضوع هم در اظهاراتمان، هم در عملکردمان و هم در انعکاس کارهایمان توجه کنیم و اهمیت دهیم.»

     

    بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

    چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی، که با عبور سربلندانه از چالشها و دستیابی به پیشرفتهای چشمگیر همراه بود، نقطۀ عطفی در حیات پرافتخار نظام اسلامی بود. رهبر شهید انقلاب با صدور بیانیۀ راهگشای «گام دوم انقلاب»، ضمن تبیین دقیق دستاوردهای چهار دهه گذشته، چارچوب کلان و نقشۀ راه آیندۀ کشور را برای نیل به تمدن نوین اسلامی ترسیم نمودند. این بیانیه، به مثابۀ یک سند راهبردی و یکی از اصلیترین اسناد بالادستیِ حکمرانی در کشور، برای «دومین مرحلۀ خودسازی، جامعه پردازی و تمدنسازی» به شمار میرود و آغازگر فصلی نو در حرکت پرشتاب جمهوری اسلامی است.

    در این سند محوری، که خطاب اصلی آن نسل جوان و پرشور ایران است، تأکید بر علم و فناوری نه به عنوان یک گزینه، بلکه به عنوان «موتور پیشران» و محور اصلی پیشرفت کشور ترسیم شده است. راهبرد «جهاد علمی» و اهتمام به پژوهشهای فناورانه، زیربنای عبور از مرزهای کنونی دانش و تحقق اقتصاد دانش بنیان معرفی میگردد. با الگوگیری از این منشور، هم افزایی میان دانشگاه، صنعت و حاکمیت، و بهره گیری از ظرفیتهای عظیم جوانان، کشور را در مسیر تحقق آرمان بزرگ تمدن نوین اسلامی و اقتدار روزافزون در عرصه های علمی و جهانی هدایت خواهد کرد.

     

    سند تحول بنیادین آموزش و پرورش

    این سند در زمینه‌های آموزشی و پرورشی، قوانین، سیاست‌ها و چشم‌اندازهای آن را ترسیم کرده است. چشم‌انداز نظام آموزشی، اعلامیه جهت‌گیری نظام آموزشی و بیانگر هویت و آرمان آن است که تصویری از مقاصد آینده نظام آموزشی کشور در افق ۱۴۰۴ را ترسیم می‌کند. این چشم‌انداز بر اساس اسناد بالادستی، یعنی قانون اساسی، سیاست‌های کلی نظام، سند چشم‌انداز بیست‌ساله و فلسفه تعلیم و تربیت در جمهوری اسلامی ایران ترسیم شده است.

    گزاره‌های ارزشی این نظام عبارت‌اند از: آموزه‌های قرآن کریم و نقش تربیتی پیامبر و ائمه معصومین، آموزه‌های بنیادین مهدویت و انتظار، میراث نظری و عملی امام خمینی و قانون اساسی و ولایت فقیه، فرایند تعلیم و تربیت در تمام ساحت‌ها، زمینه‌سازی کسب شایستگی‌های پایه با تأکید بر خصوصیات اسلامی ایرانی و انقلابی، نقش معلم به‌عنوان هدایت‌کننده و اسوه‌ای امین و بصیر، و عدالت تربیتی در ابعاد کمی و کیفی.

    رهبر شهید انقلاب بر ضرورت اجرایی کردن نظریه‌های سند به‌منظور رسیدن به اهداف تأکید کرده‌اند و این سند را مانند نسخه پزشک دانسته‌اند که بدون اجرا و مصرف دارو، هیچ سودی نخواهد داشت. تحول بنیادین آموزش و پرورش، تحول شکلی و ظاهری نیست، بلکه تحولی عمیق و ریشه‌ای در نظام آموزشی کشور است.

     

    تربیت و تعلیم در اندیشه رهبر شهید

     

    اهمیت آموزش و پرورش

    رهبر شهید آموزش و پرورش را در صدر اولویت‌های جمهوری اسلامی ایران قرار داده‌اند و معتقد بودند اگر انسان بخواهد کارهای کشور را بر حسب اهمیت تقسیم‌بندی کند، آموزش و پرورش در بالاترین جایگاه قرار می‌گیرد. رسیدن یک جامعه به سرافرازی، رفاه، غنا، پیشرفت علمی، شجاعت، خردمندی، آزادگی و عقلانیت در گرو آموزش و تربیت صحیح کودکان و نوجوانان است.

    در دیدگاه ایشان، مهم‌ترین وسیله‌ای که برای اصلاح و ارتقای فرهنگ و رساندن از وضع موجود به وضع مطلوب در اختیار دولت‌ها و ملت‌هاست، تعلیم و تربیت به شمار می‌آید. تحول در فرهنگ، بدون تحول بنیادی در آموزش و پرورش حاصل نخواهد شد. باید همت کرد و با ایجاد تحول عمقی، کشور را از آموزش و پرورش تقلیدی نجات داد و روش‌های کهنه را به دور انداخت.

    هدف اصلی سند تحول، ایجاد یک الگوی تعلیم و تربیت اسلامی ویژه جمهوری اسلامی ایران است؛ الگویی که نه وارداتی باشد و نه تقلیدی از دیگران. نظام کنونی آموزش و پرورش ما وارداتی بوده و برخاسته از نیازهای درونی ما نیست و به همین دلیل، تحول در آموزش و پرورش باید توانایی لازم را برای تربیت نسل‌های گوناگون در کشور ایجاد کند.

    آیت‌الله خامنه‌ای معلم را شکل‌دهنده و پردازنده گوهرهای گران‌بهایی می‌دانند که کودکان و نوجوانان کشور هستند و بر همین اساس، شغل معلمی را نمی‌توان در ردیف دیگر مشاغل قرار داد. معلم می‌تواند آداب و رسوم غلط را تغییر دهد و جامعه را بر اساس الگوی اسلامی تربیت کند.

    معلم می‌تواند این ماده خام را حتی از اسارت عوامل وراثتی نجات دهد. عوامل وراثتی اخلاقی و روحی و معنوی نیز مانند عوامل وراثتی جسمانی، با تدابیر و پیشگیری‌های گوناگون قابل خنثی‌سازی هستند. معلم می‌تواند نوجوان را به یک انسان عالم، فکور، دارای روح تحقیق و پژوهش تربیت کند یا یک انسان سطحی و بی‌علاقه به تعمق. می‌تواند او را یک انسان شریف، نجیب، خیرخواه، خوش‌دل و پاک‌نفس بار آورد یا در نقطه مقابل، او را به یک انسان شرور و بدخواه تبدیل کند. معلم فاخرترین کارها را انجام می‌دهد و کار تعلیم و تربیت، «تولید انسان کامل» است. وظیفه معلمان بسیار سنگین است، زیرا آنها با عزیزترین، آسیب‌پذیرترین و مؤثرترین اقشار مواجه‌اند، با خیل عظیم جوانان و نوجوانان کشور.

     

    تزکیه و تربیت اخلاقی

    رهبر شهیدانقلاب در تعلیم و تربیت، اهمیت و اولویت «تزکیه» و «تربیت» را در کنار «تعلیم» همواره گوشزد کرده‌اند و تربیت اخلاقی و تربیت قرآنی را وظیفه اصلی معلمان و مسئولان آموزش و پرورش دانسته‌اند. آموزش بی‌پرورش، مثل بدن بی‌روح است و کارایی لازم را نخواهد داشت. ایشان در دیدارهای مستمر با معلمان، از آنها خواسته‌اند که امانتدار شایسته‌ای برای فرزندان این ملت باشند و از دانش‌آموزان خود «انسانی متدین، پارسا و پاکدامن» بسازند؛ انسانی شریف و نجیب و خیرخواه و خوش‌بین و دارای اعتمادبه‌نفس و امیدوار، علاقه‌مند به کار و کوشش، انسانی علم‌دوست و فکور و علاقه‌مند به پژوهش که به مصالح کشور توجه داشته باشد و در راه پیشرفت آن بکوشد.

     

    مسائل اساسی و راهکارها

     

    موانع پیشرفت

    دستیابی به الگوی مطلوب، حرکت در خلأ نیست. علاوه بر پیش‌بینی امکانات و لوازم مناسب این حرکت، باید موانع داخلی و خارجی این حرکت نیز شناسایی شود. پیشرفت به مبارزه نیاز دارد و امروز مهم‌تر از جنگ نظامی، نبردهای علمی، سیاسی، تبلیغاتی و رسانه‌ای است.

    حرکت به سوی اهداف نیازمند مجاهده، بکارگیری همه استعدادها و ظرفیت‌ها و خسته نشدن است. باید با نیات خیرخواهانه و خداپسندانه، نه منفعت‌طلبانه و سودجویانه کار کرد. حرکت به سوی آرمان‌ها باید همراه با نگاه صحیح به واقعیات باشد و آرمان‌گرایی بدون واقع‌بینی، به شکست خواهد انجامید.

     

    نیاز به شاخص‌های ارزیابی

    برای امکان‌سنجی پیشرفت، به تدوین شاخص برای اهداف و غایات الگوی مطلوب، حتی در ابعاد غیرمادی آن نیاز داریم. اهداف کیفی نیز به گونه‌ای باید به کمی تبدیل شود. حتی ایمان که از کیفی‌ترین کیفیات است، در روایات دارای درجه‌بندی است. وجود شاخص‌ها، امکان سنجش دقیق فاصله وضع حاضر با وضع مطلوب را فراهم می‌سازد و امکان سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی برای دستیابی به اهداف به‌صورت هماهنگ و متوازن را پدید می‌آورد.

     

    مرحله‌بندی اجرا

    با توجه به اینکه دستیابی به الگوی مطلوب به زمانی طولانی نیاز دارد، برای ایجاد انگیزه و امید و شوق لازم، باید متناسب با طول مدت، آن را مرحله‌بندی کرد و برای هر مرحله، امکانات، فرصت‌ها، محدودیت‌ها و موانع را در نظر گرفت. نظام جمهوری اسلامی هم ثبات دارد و هم تحول. ثبات در حرکت مستمر به سمت آرمان‌هاست و تحول در سازوکارها و روش‌ها.

     

    نقشه راه تمدن اسلامی

     

    ایجاد تمدن اسلامی

    از اولین اهداف نهضت فکری و مهم‌ترین آن، «احیای تمدن اسلامی» است. امروز این حقیقت معلوم شده است که انقلاب اسلامی سیستم توازن قدرت‌ها را در جهان معاصر بر هم زده است. اگر انقلاب اسلامی بخواهد جایگاه خود را در عرصه جهانی حفظ کند و برای تغییر تمدن غربی قیام کند، باید به جهان معاصر،  تمدنی جدید بر اساس مبادی، اهداف و شعارات خود عرضه کند.

    تمدن اسلامی در حیات خود، همه ساختارهای تمدنی را به‌صورت هماهنگ دربرمی‌گیرد. ساختارهای سه‌گانه برای ایجاد یک تمدن عبارت‌اند از: علوم، نظم اجتماعی، و تولیدات شامل همه دستاوردهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی. مهم‌ترین این ساختار و عنصر، علوم حاصل از تمدن است و مهم‌ترین گام در راه ایجاد این تمدن اسلامی، نهضت فکری و تولید علم به شمار می‌آید.

     

    عرضه الگوی مدیریتی اسلامی

    هدف دوم از اهداف نهضت فکری، عرضه الگوی مدیریتی است. دولت‌ها برای اداره کشور خود به الگویی نیاز دارند تا براساس آن، قدرت، ثروت و علم را در جامعه به‌طور عادلانه توزیع کنند. الگوی مدیریتی نباید به پرداختن صرف به ابعاد اقتصادی متهم باشد، بلکه در توسعه همه‌جانبه و منسجم، تمام شئون زندگی اجتماعی را دربرگیرد.

    انقلاب یک تحول بنیادین بر اساس یک سلسله ارزش‌هاست و یک حرکت به جلو محسوب می‌شود. نظامی که براساس انقلاب به وجود آمد، از شرق و غرب الگو نگرفت، زیرا نظام‌های شرقی و غربی بر پایه‌های غلطی بنا شده بودند. از غرب هم نمی‌خواستیم الگو بگیریم، چون غرب علم داشت، اما اخلاق نداشت؛ ثروت داشت، اما عدالت نداشت؛ تکنولوژی پیشرفته داشت، اما همراه با تخریب طبیعت و اسارت انسان بود.

     

    حفظ کرامت اسلامی

    حفظ کرامت اسلامی و ارتقابخشی آن در سطح جهانی فقط به استقلال سیاسی و اقتصادی محدود نیست، بلکه به استقلال فرهنگی و علمی نیز مرتبط است. اگر جامعه اسلامی تابع جهان خارج در همه ابعاد شد، در حیات خود از همین نقطه با چالش روبه‌رو خواهد شد.

    امروزه یکی از حساسیت‌های استعمار و استکبار، این است که نگذارند کشورهای برخوردار از نظام انقلابی از لحاظ علمی پیشرفت کنند. این حساسیت نسبت به کشور ما مضاعف است، زیرا حساسیتی که آنها نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی دارند، نسبت به هیچ انقلاب دیگری نداشته‌اند و نخواهند داشت.

     

    جاذبه اسلام در جهان معاصر

    امروز در سراسر دنیا میلیاردها انسان زیر فشار سنگین ظلم و بی‌عدالتی قدرت‌های بزرگ دست و پا می‌زنند. آنها یک نمونه و الگو احتیاج دارند که می‌توان آن را نشان داد. تمدن کنونی غربی بر پایه مخالفت با ارزش‌های معنوی برپا شده و به‌همین سبب، هرچقدر رشد کرد، بیشتر منحرف شد.

    قدرت‌های ستمگر عالم بر حذف معنویت و ارزش‌های والای انسانی پای فشردند و نتیجه آن گسترش فساد اخلاقی، ویرانی بنیان‌های خانواده، رشد استعمار، افزایش فاصله میان ملت‌های فقیر و غنی، بی‌اعتنایی به کرامت انسان، تولید سلاح‌های مرگبار و افزایش کشتار دسته‌جمعی بوده است. علم نیز مانند انسان، قربانی حذف معنویت و بی‌اعتنایی به ارزش‌های دینی شده است.

    امروز تاریخ جهان بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی قرار دارد. دوران جدیدی در همه عالم آغاز می‌شود که نشانه بزرگ آن، توجه به خدای متعال و استمداد از قدرت لایزال الهی و تکیه به وحی است. بشریت از مکاتب و ایدئولوژی‌های مادی عبور کرده و امروز بیشترین جاذبه در میان امت اسلامی، متعلق به اسلام، قرآن و مکتب وحی است.

    آینده از آن اسلام خواهد بود و این وعده خداوند متعال است که بندگان شایسته‌اش وارث زمین خواهند شد. پرچم اسلام ان‌شاءالله همه این منطقه را نجات خواهد داد و امروز شاهد گسترش روزافزون نهضت اسلامی در منطقه عظیم خاورمیانه هستیم. تردیدی نیست که آینده متعلق به اسلام است و جوانان به توفیق الهی، روزی را خواهند دید که پرچم اسلام در همه این مناطق به اهتزاز درآید و یک مجموعه متحد اسلامی مقتدر و باعزت تشکیل شود.

     

    موخره

     

    نگاه تمدنی ایشان که حرکت جامعه را از انقلاب اسلامی به نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و نهایتاً تمدن اسلامی ترسیم می‌کند، نشان از افق‌نگری بلندمدت و درک عمیق ایشان از روند تحولات تاریخی و تمدنی دارد. ایشان با شناسایی موانع و چالش‌های پیشرفت و ارائه راهکارهای عملی برای رفع آنها، نقشه راهی روشن برای دستیابی به تمدن نوین اسلامی ترسیم کرده‌اند.

    میراث علمی و تمدنی رهبر شهیدانقلاب، نه تنها برای ایران اسلامی، بلکه برای  جهان اسلام و بشریت، الگویی جامع و کارآمد برای پیشرفت و تعالی ارائه می‌دهد که می‌تواند پاسخگوی نیازهای مادی و معنوی انسان معاصر باشد و راهی نوین برای خروج از بحران‌های تمدن غربی ارائه کند. این میراث گرانبها، سرمایه‌ای عظیم برای نسل‌های آینده است که با تمسک به آن، می‌توانند مسیر روشن پیشرفت و تعالی را با عزت و کرامت طی کنند و به تحقق وعده الهی مبنی بر استخلاف صالحان در زمین نزدیک شوند.

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *