×

جنگ در خاورمیانه برای هوش مصنوعی چه معنایی دارد؟

  • ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
  • 12 بازدید
  • ۰
  • درگیری‌ای که اکنون تنگه هرمز را تحت تأثیر قرار داده است، فقط بر عرضه جهانی انرژی اثر نمی‌گذارد بلکه می‌تواند آینده هوش مصنوعی (AI) را نیز بازنویسی کند. این را تونی پن، یک سرمایه‌گذار می‌گوید. به گفته او مرحله بعدی رقابت در حوزه هوش مصنوعی تنها با کدنویسی نخواهد بود، بلکه کشورهایی پیروز خواهند شد که بتوانند الکترون‌ها، مس و مولکول‌ها را فراهم کنند؛ حتی در میان تغییرات و تنش‌های ژئوپلیتیکی.
    جنگ در خاورمیانه برای هوش مصنوعی چه معنایی دارد؟
  • درگیری‌ای که اکنون تنگه هرمز را تحت تأثیر قرار داده است، فقط بر عرضه جهانی انرژی اثر نمی‌گذارد بلکه می‌تواند آینده هوش مصنوعی (AI) را نیز بازنویسی کند. این را تونی پن، یک سرمایه‌گذار می‌گوید.

    این شروع مطلبی است که world economic forum با عنوان What war in the Middle East means for AI در شانزدهم آوریل ۲۰۲۶ منتشر کرده است و در آن به آینده هوش مصنوعی بعد از شروع تهاجم آمریکایی – صهیونیستی می‌پردازد.

    به گفته این سرمایه‌گذار، مرحله بعدی رقابت در حوزه هوش مصنوعی تنها با کدنویسی نخواهد بود، بلکه کشورهایی پیروز خواهند شد که بتوانند الکترون‌ها، مس و مولکول‌ها را فراهم کنند؛ حتی در میان تغییرات و تنش‌های ژئوپلیتیکی.

    با توجه به اینکه حدود یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان از تنگه هرمز صورت می گیرد، مهمترین تابع اقتصادی این جنگ (تهاجم آمریکایی – اسرائیلی به ایران)، افزایش قیمت نفت است. اما فراتر از ایجاد یک شوک نفتی، این بحران همچنین به‌عنوان یک آزمون فشار برای اقتصاد فیزیکی هوش مصنوعی عمل خواهد کرد.

    درگیری فعلی نه‌تنها نفت، بلکه گاز طبیعی، حمل‌ونقل دریایی، بیمه، گازهای صنعتی و امنیت مراکز داده را نیز مختل کرده است. آینده هوش مصنوعی به کشورهایی بستگی خواهد داشت که هنوز بتوانند الکترون‌های قابل‌اعتماد (برق)، مواد اولیه و زیرساخت امن را در زمانی که تجارت جهانی تحت فشار ژئوپلیتیکی است فراهم کنند.

    حتی با آتش‌بس فعلی، پس‌لرزه‌های این بحران ممکن است تا سال‌ها از طریق افزایش هزینه‌های بیمه، محدودتر شدن بازار مواد اولیه و قیمت‌گذاری دوباره ریسک‌های ژئوپلیتیکی ادامه داشته باشد.

    هوش مصنوعی ممکن است روی تراشه‌ها اجرا شود، اما آینده آن همچنان به کشتی‌ها، پست‌های برق و مولکول‌ها وابسته است.

    انحصار برق بر هوش مصنوعی

    اولین تأثیر درگیری فعلی بر هوش مصنوعی به برق مربوط می‌شود. برق اکنون مهم‌ترین محدودیت برای گسترش استفاده از هوش مصنوعی است؛ تا جایی که ظرفیت مراکز داده هوش مصنوعی با واحدهای برق یعنی گیگاوات اندازه‌گیری می‌شود. این یعنی بحران در خاورمیانه نه‌تنها قیمت انرژی را بالا می‌برد، بلکه تعیین می‌کند که در کجا می‌توان توان محاسباتی هوش مصنوعی را تأمین مالی و تغذیه کرد.

    در این زمینه، گاز طبیعی حتی از نفت مهم‌تر است، زیرا بخش زیادی از برق جهان با گاز تولید می‌شود. پیش از بحران فعلی، حدود ۲۰ درصد از عرضه گاز طبیعی جهان به‌صورت گاز طبیعی مایع (LNG) از تنگه هرمز عبور می‌کرد، در نتیجه، ایالات متحده در حال حاضر مزیتی دارد، زیرا گاز داخلی فراوان آن تا حدی از این چالش‌ها محافظت می‌کند. در حالی که صادرات LNG آمریکا در حال جایگزینی محموله‌های از دست‌رفته قطر است، فشار جهانی بر عرضه گاز باعث تنگ‌تر شدن بازار داخلی گاز آمریکا نیز خواهد شد و هزینه برق و هوش مصنوعی را در آنجا افزایش می‌دهد.

    چین شاید در موقعیت حتی قوی‌تری باشد. برتری برق چین نسبت به آمریکا ساختاری و بسیار چشمگیر است: در دهه گذشته چین حدود ۵ برابر بیشتر انرژی خورشیدی، ۵ برابر بیشتر انرژی بادی، بیش از ۱۵ برابر بیشتر انرژی هسته‌ای و حدود ۵۰برابر بیشتر خطوط انتقال برق نسبت به آمریکا اضافه کرده است.

    از سوی دیگر، کشورهایی که در تقاطع انرژی و توان محاسباتی قرار دارند در موقعیت آسیب‌پذیرتری هستند، به‌ویژه مراکز تولید نیمه‌هادی در شرق آسیا مانند کره جنوبی و تایوان.

    ۴ دهه پیش بخش بزرگی از برق تایوان از انرژی هسته‌ای تأمین می‌شد. اما پس از تعطیلی آخرین راکتور در ماه مه ۲۰۲۵، این جزیره عملاً بدون انرژی هسته‌ای شده است، هرچند اخیراً برای راه‌اندازی دوباره دو نیروگاه درخواست داده است. در حال حاضر حدود ۵۰ درصد برق آن از LNG تأمین می‌شود و کمتر از دو هفته ذخایر استراتژیک دارد.

    با افزایش تقاضای هوش مصنوعی، شرکت TSMC، پیشرفته‌ترین و حیاتی‌ترین تولیدکننده تراشه در جهان، اکنون حدود ۱۰ درصد از کل مصرف برق اقتصاد تایوان را به خود اختصاص داده است. شوک LNG ناشی از جنگ (آمریکا و رژیم صهیونیستی ) با ایران، یک ریسک قیمتی به هر تراشه پیشرفته هوش مصنوعی اضافه خواهد کرد.

    اگر تایوان گلوگاه توان محاسباتی باشد، کره جنوبی گلوگاه حافظه است. شرکت‌های سامسونگ الکترونیکس و SK Hynix با هم نزدیک به ۸۰ درصد بازار حافظه پهن‌باند بالا (HBM) را کنترل می‌کنند که برای خوشه‌های مدرن هوش مصنوعی ضروری است.

    کره جنوبی در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰ درصد LNG و حدود ۷۰ درصد نفت خود را از خاورمیانه وارد کرده است. وقتی جنگ )رمضان) آغاز شد، شاخص بورس کره (KOSPI) تقریباً ۲۰ درصد سقوط کرد؛ موضوعی که نشان‌دهنده آگاهی جهانی از نقش حیاتی کره جنوبی در تولید نیمه‌هادی‌های مورد استفاده در هوش مصنوعی و وابستگی آن به انرژی و مواد اولیه منطقه خلیج فارس است.

    از الکترون‌ها تا مولکول‌ها

    پس از انرژی، لایه بعدی آسیب‌پذیری ناشی از درگیری فعلی، به مولکول‌ها مربوط می‌شود. به ۳ مثال نگاه کنیم: هلیوم، برم و گوگرد.

    قطر مرکز حدود یک‌سوم عرضه هلیوم جهان است که به‌عنوان محصول جانبی فرآوری LNG استخراج می‌شود. رسانایی حرارتی بسیار بالا، بی‌اثر بودن شیمیایی و نقطه جوش بسیار پایین هلیوم ، آن را به خنک‌کننده‌ای ایده‌آل برای کاربردهای صنعتی مانند تولید نیمه‌هادی تبدیل کرده است.

    بخش عمده هلیوم وارداتی کره جنوبی و تایوان از منطقه خلیج فارس می‌آید. پس از حملات پهپادی ایران به مجتمع راس لفان در مارس ۲۰۲۶، قیمت هلیوم افزایش شدیدی پیدا کرده است.

    برم نیز برای تولید نیمه‌هادی‌ها ضروری است و کره جنوبی بیش از ۹۰ درصد برم خود را از رژیم صهیونیستی تأمین می‌کند. درگیری در منطقه، فشار شدیدی بر این زنجیره تأمین حیاتی وارد کرده است.

    در نهایت، گوگرد مسئله پنهان است. اگرچه کمیاب نیست، اما جهان به مقادیر عظیمی از گوگرد برای فعالیت‌هایی مانند تولید مس نیاز دارد. تنگه هرمز حدود ۵۰ درصد تجارت دریایی گوگرد جهان را تسهیل می‌کند.

    مس ستون فقرات همه چیزهای مرتبط با برق است؛ بنابراین این فلز برای گسترش انرژی موردنیاز هوش مصنوعی، حیاتی است، از جمله در کابل‌ها، ترانسفورماتورها و ارتقای شبکه‌های برق.

    امنیت زیرساخت‌های هوش مصنوعی

    شاید خطرناک‌ترین تغییر ناشی از درگیری فعلی به امنیت مربوط باشد. در اوایل مارس، خبرگزاری رویترز گزارش داد که حملات پهپادی به ۳ مرکز داده آمازون در امارات و بحرین آسیب رسانده است. این اولین بار در تاریخ است که مراکز داده در جنگ هدف قرار می‌گیرند، ایران بعداً اعلام کرد که یک مرکز داده اوراکل در دبی را هدف قرار داده است.( این حملات در پاسخ به حملات محور آمریکایی – صهیونیستی به زیرساخت‌ها و مراکز علمی کشورمان صورت گرفت)

    این وضعیت یک تله حاکمیتی برای داده و هوش مصنوعی ایجاد می‌کند. دولت‌ها ترجیح می‌دهند داده‌های حساس هوش مصنوعی در داخل کشور میزبانی شوند، اما در مناطقی که در معرض درگیری هستند این دارایی‌ها ممکن است آسیب‌پذیر باشند.

    حتی اگر جنگ در این منطقه به‌سرعت فروکش کند، وام‌دهندگان و شرکت‌ها احتمالاً درس‌های اخیر را فراموش نخواهند کرد. سرمایه‌گذاری‌هایی که قبلاً به سمت ایجاد پردیس‌های بزرگ هوش مصنوعی در خاورمیانه می‌رفت، ممکن است به مناطقی منتقل شود که امنیت فیزیکی بهتری ارائه می‌دهند.

    این موضوع احتمالاً جاه‌طلبی‌های هوش مصنوعی کشورهای خلیج فارس را متوقف نخواهد کرد، اما می‌تواند باعث کندی پایدار و بازقیمت‌گذاری ریسک شود. به جای اینکه سرمایه فقط به جایی برود که انرژی و توان محاسباتی ارزان است، ممکن است به جاهایی برود که امن‌تر، کمتر قابل اختلال و آسان‌تر برای بیمه کردن هستند.

    این میراث ماندگار این جنگ برای هوش مصنوعی است: نه فقط افزایش قیمت انرژی به دلیل بسته شدن مؤثر تنگه هرمز، بلکه بازنویسی آینده هوش مصنوعی.

    مرحله بعدی رقابت در حوزه هوش مصنوعی تنها با کدنویسی به نتیجه نمی رسد، بلکه با توانایی کشورها در فراهم کردن الکترون‌ها، مس و مولکول‌ها- حتی در میانه تنش‌ها و تغییرات ژئوپلیتیکی-تعیین خواهد شد.

     

     

     

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *