به گزارش دانشمند، «پل خیبر»، «پل خضر» و «پل بعثت» از آن دست نامهایی هستند که هرگاه سخن از شاهکارهای مهندسی پلسازی در ایران به میان میآید، بیدرنگ در ذهن تداعی میشوند؛ پلهایی که در سالهای دفاع مقدس ساخته شدند و چنان شگفتانگیز بودند که حتی رسانههای خارجی نیز از آنها بهعنوان سازههایی منحصربهفرد یاد کردند. در میان این نامها، پل خیبر جایگاهی ویژه دارد؛ پلی که در دل هور و در میانه جنگ ساخته شد و به نمادی از خلاقیت و جسارت مهندسان ایرانی تبدیل شد.
عملیات خیبر نخستین عملیات آبی ـ خاکی در جریان جنگ تحمیلی بود؛ عملیاتی که سوم اسفند ۱۳۶۲ در مناطق هورالهویزه و زید در مرز استان خوزستان آغاز شد. هدف این عملیات روشن و راهبردی بود: استقرار نیروهای ایران در ساحل شرقی دجله و قطع مسیر حیاتی بصره به بغداد.

چند ماه پیش از آغاز عملیات، در اواخر تابستان ۱۳۶۲، گروهی از متخصصان مهندسی جنگ جهاد سازندگی به منطقه عملیاتی جنوب اعزام شدند. از آنها خواسته شد طرحی ارائه کنند که عبور تجهیزات زرهی سنگین از اروندرود را ممکن کند. مسئولیت این کار بزرگ به جهادگران جهاد سازندگی استان خراسان سپرده شد؛ با مدیریت مهندس حاج بهروز شریفیپور. پس از بررسیهای فنی و تهیه قطعات و مواد لازم، نمونههای اولیه پل ساخته شد، اما هنوز تردیدها وجود داشت. بسیاری از مسئولان با نگرانی به اجرای چنین طرحی نگاه میکردند. برای رفع این تردیدها، قطعات ساختهشده برای آزمایش به دریاچه آزادی در مجموعه ورزشی آزادی تهران منتقل شد. فرماندهان و مسئولان نظامی ارتش و سپاه نیز در محل حاضر شدند تا از نزدیک طراحی، ساخت و کارایی این پل متفاوت را ببینند.
با آغاز عملیات خیبر، رزمندگان ایرانی از راههای مختلف ـ غواصی، قایق و هلیبرن ـ خود را به جزیره مجنون رساندند و آن را تصرف کردند. اما نگه داشتن جزیره بدون پشتیبانی ممکن نبود. نیروها به مهمات، آب و غذا نیاز داشتند و باید نیروهای تازهنفس نیز به منطقه منتقل میشدند. شرایط منطقه اما کار را دشوار میکرد؛ نیزارهای انبوه و باتلاقهای هور حرکت قایقها را کند میکرد و دشمن نیز با کنترل آب، مسیر آنها را مختل میساخت.
از همین رو ساخت پل از قبل پیشبینی شده بود و در روز دوم یا سوم عملیات به اجرا درآمد. آب اطراف جزیره مجنون آرام و بدون جریان بود و همین ویژگی امکان ساخت پل شناور را فراهم میکرد. در مقابل، اروند که رودخانهای خروشان و طغیانگر است، چنین فرصتی نمیداد و بعدها برای آن منطقه پل «بعثت» ساخته شد.
فاصله میان نقطه خشکی محل استقرار نیروهای ایرانی تا شمال جزیره مجنون حدود ۱۴ کیلومتر بود. قطعات پل به گونهای طراحی شده بودند که هر قطعه ۳ متر عرض و ۶ متر طول داشت. برای اتصال این مسیر طولانی حدود ۲۵۰۰ قطعه لازم بود. در چهارگوشه هر قطعه «گوشواره»هایی قرار داشت که با پین به قطعات دیگر متصل میشدند و بدین ترتیب مسیر پل شکل میگرفت.

برای ساخت چنین پلی، دستور ساخت ۵۰۰۰ قطعه صادر شد؛ دو برابر مقدار مورد نیاز. علت ساخت دو برابر قطعات نیز روشن بود؛ پل زیر آتش دشمن قرار داشت و هر لحظه ممکن بود بخشی از آن آسیب ببیند. بنابراین قطعات اضافی در میان نیزارها پنهان میشد تا در صورت سوراخ شدن یا تخریب بخشی از پل، به سرعت جایگزین شوند.
جهاد سازندگی در ۲۵ استان کشور به کار گرفته شد و کارخانههای مختلف نیز بدون آنکه در جریان ماجرا قرار بگیرند که این قطعات به چه منظوری ساخته میشوند به این پروژه پیوستند. برای نمونه، کارخانه تراکتورسازی تبریز مأمور ساخت ۱۰۰ قطعه شد.
اسکلت این قطعات از تیرآهن نمره ۱۴ ساخته میشد که به شکل لانهزنبوری طراحی شده بود و در میان آن یونولیت قرار میگرفت تا قطعه روی آب شناور بماند. ارتفاع هر قطعه بین ۵۰ تا ۷۰ سانتیمتر بود. روی آن نیز ورق آهنی عاجدار قرار داشت تا هنگام عبور خودروها به یونولیتها آسیبی نرسد. در دو سوی قطعات با لولا بالههایی نصب شده بود تا هنگام تکان خوردن پل، خودروها به آب سقوط نکنند؛ هرچند با وجود این تدابیر، در چند مورد خودروها و حتی آمبولانسها به آب افتادند.
فرآیند انتقال قطعات داستانی جداگانه داشت. هر قطعه در کارخانهای ساخته میشد و جز مدیر کارخانه، کسی از کاربرد واقعی آن اطلاع نداشت. ۴ قطعه با یک تریلی به اهواز منتقل میشد و سپس با خودروهای سبک به اسکله میرسید. حتی قطعات کوچکتری نیز طراحی شده بود که بهعنوان نفررو فقط برای عبور رزمندگان پیاده استفاده میشد و در کنار پل اصلی نصب شده بودند. نصب کامل پل حدود یک هفته طول کشید.
نتیجه، سازهای بود که در تاریخ نظامی، بیسابقه به شمار میرفت. پل خیبر، طولانیترین پل شناور نظامی جهان با مواد جدید و مقاوم در برابر بمباران بود. خبرگزاری فرانسه در سوم فروردین ۱۳۶۳ نوشت: «نیروهای ایرانی پلی ۱۳ کیلومتری مانند قایقهای شناور ساختهاند که جزیره شمالی را به مرز ایران وصل میکند؛ این در تاریخ نظامی مدرن بیسابقه است.»

با گذشت زمان، فشار دشمن برای بازپسگیری جزیره مجنون شدت گرفت. در همین روزها شهید مهدی باکری به حاج بهروز شریفیپور گفت:«ما نیاز داریم توپ و تانک و بولدوزر به جزیره ببریم. این پل جواب نمیدهد؛ چون تحمل وزن ماشینآلات سنگین را ندارد.»
همین ضرورت باعث شد در کنار پل خیبر، جادهای ۱۴ کیلومتری ساخته شود؛ جادهای که تنها در ۷۲ روز شکل گرفت. عرض آن ۱۸ متر بود و با ریختن شن، ماسه و سنگ و پر کردن باتلاقها ساخته شد. این مسیر را جاده سیدالشهدا نامیدند.
اگرچه این جاده نقش مهمی در حفظ جزایری که در عملیات خیبر به دست آمده بود ایفا کرد و امکان انتقال نیرو و تجهیزات را فراهم ساخت، اما پل خیبر همچنان بهعنوان یکی از ماندگارترین نمادهای خلاقیت مهندسی در دوران دفاع مقدس شناخته میشود؛ پلی که در دل هور ساخته شد و نامش برای همیشه در تاریخ ماند.










دیدگاهتان را بنویسید