به گزارش دانشمند، تحول آموزش عالی ایران در چهار دهه اخیر یک «جهش کمّی بینظیر» همراه با برخی «چالشهای کیفیِ ساختاری» بوده است. در ادامه سیر این تحول را مرور میکنیم.
مرور کلی: از علوم انسانی به مهندسی و فناوری
تعداد دانشجویان: تعداد دانشجویان از حدود ۱۷۰ هزار نفر در سال ۱۳۶۵ به اوج تاریخی ۴.۸ میلیون نفر در سال ۱۳۹۳ رسید و در ۱۴۰۴ با عبور از موج جمعیتی و سیاستهای ظرفیتسازی، حدود ۳.۵ تا ۴ میلیون نفر است. مهمترین تغییر، رشد سهم زنان از زیر ۳۰٪ به بیش از ۵۲٪ در دانشگاههای دولتی و رشد چشمگیر دورههای تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکتری) از چند هزار به بیش از یک میلیون نفر است.
رشتههای تحصیلی: در دهه ۶۰، غالب رشتهها در گروه علوم انسانی و پزشکی متمرکز بود. امروز بیش از ۵۵٪ ظرفیت پذیرش متعلق به رشتههای ریاضی، فنی و مهندسی است. همچنین توسعه رشتههای بینرشتهای نظیر نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، هوش مصنوعی و علوم داده شتاب گرفته و تعداد کد رشتههای تحصیلی از چند صد مورد به بیش از ۲۵۰۰ رشته در مقاطع مختلف افزایش یافته است.
مراکز آموزش عالی: تعداد مراکز آموزش عالی از چند ده واحد به بیش از ۲۵۰۰ مرکز (شامل دانشگاه آزاد، پیامنور، علمی-کاربردی و دولتی) رسیده است. تعداد اعضای هیئت علمی تماموقت به حدود ۷۰ هزار نفر و مجموع مدرسان با احتساب حق التدریسیها به بیش از ۱۵۰ هزار نفر افزایش یافته است.
تعداد مقالات پژوهشی دانشگاهی: تولید علم رشد نمایی داشته است: از کمتر از ۱۰۰۰ مقاله بینالمللی در سال ۱۳۷۰ به بیش از ۷۵ هزار مقاله در پایگاه اسکوپوس در سال ۲۰۲۴ رسیده است. ایران اکنون رتبه اول منطقه و بین ۱۴ تا ۱۶ جهانی را در تعداد تولید علم دارد. نکته مهم، تغییر در سهم موضوعی است: مقالات در حوزه شیمی، مهندسی مواد و پزشکی بیشترین رشد را داشتهاند. اما شاخص استناد هر مقاله (Citation Impact) ایران همچنان پایینتر از میانگین جهانی است و تحریمها دسترسی به تجهیزات پیشرفته، پایگاههای داده و همکاریهای بینالمللی را مختل کرده است؛ بهطوری که بیش از ۶۰٪ مقالات اخیر در همکاریهای داخلی (غیربینالمللی) تولید میشوند.
علوم فنی و مهندسی: موفقیت علمی خیرهکننده
تحول رشتههای فنی و مهندسی، یک داستان چند وجهی است: پیشتاز کمّی و علمی کشور همراه با ناترازی با صنعت. مهندسی ایران در ۴۰ سال گذشته، یک «موفقیت علمی آکادمیک» خیرهکننده در سطح مقالات و تربیت نیروی انسانی هوشمند داشته، اما در ترجمه این موفقیت به «ثروتآفرینی، اشتغال پایدار و تولید محصول صنعتی» به اندازه آن رشد، موفق نبوده است.
تعداد دانشجو: تعداد دانشجویان مهندسی از حدود ۵۰ هزار نفر در دهه ۶۰ به اوج تاریخی حدود ۱.۶ میلیون نفر در سال ۱۳۹۵ رسید و اکنون با سیاست کاهش ظرفیت، حدود ۱.۲ میلیون نفر (نزدیک به ۳۵٪ کل دانشجویان) است. سهم تحصیلات تکمیلی در این حوزه انفجاری بوده؛ بهطوری که تعداد دانشجویان دکتری مهندسی از چند ده نفر به بیش از ۳۰ هزار نفر افزایش یافته است.
رشتههای تحصیلی: تا دهه ۷۰، غالباً ۴ رشته اصلی (عمران، مکانیک، برق و شیمی) وجود داشت. امروز بیش از ۲۰۰ رشته و گرایش شامل هوافضا، پتروشیمی، پلیمر، متالورژی، مهندسی پزشکی، بیوتکنولوژی، فناوری اطلاعات و علوم کامپیوتر دایر است. پیشرفت چشمگیر در مهندسی هستهای، نانو و سلولهای بنیادی، ایران را در این حوزهها جزو ۱۰ کشور اول جهان قرار داده است.

مراکز آموزش عالی: دانشگاههای برند (صنعتی شریف، امیرکبیر، علم و صنعت و تهران) در رتبهبندی جهانی جایگاه قابل قبولی دارند و فارغالتحصیلانشان در المپیادهای جهانی و مقالات پراستناد میدرخشند. اگرچه، بیش از ۵۰ مرکز غیرانتفاعی و آزاد با امکانات آزمایشگاهی ضعیف، اقدام به پذیرش انبوه کردهاند. تعداد اعضای هیئت علمی مهندسی به حدود ۲۰ هزار نفر رسیده، اما میانگین سنی تجهیزات کارگاهی در اکثر دانشگاهها بالای ۲۵ سال است و ارتباط اساتید با صنعتِ روز (مانند اینترنتاشیا، رباتیک پیشرفته و تراشهسازی) محدود است.
مقالات پژوهشی: حوزه مهندسی، پس از پزشکی، بیشترین تولید مقاله (حدود ۳۵٪ از کل مقالات اسکوپوس) را دارد. ایران در مقالات شیمی، مهندسی مواد و نانو جزء ۵ کشور برتر جهان است و رتبه اول منطقه را در تولید علم مهندسی دارد. اما نرخ تجاریسازی (ارتباط مقاله با صنعت) در ایران پایین است در حالی که در کشورهای توسعهیافته بالای ۵۰٪ است و برخی محدودیت ها کیفیت پایاننامهها را به سمت «پژوهشهای تکراری و غیرکاربردی» سوق داده شده است.
علوم پزشکی: افزایش کنترلشده
تحول رشتههای پزشکی در این چهار دهه، کاملاً متمایز از سایر رشتهها بوده است. دلیل اصلی آن، جدایی وزارت بهداشت از وزارت علوم در سال ۱۳۶۴ است که باعث شد نظام پزشکی ماهیتاً «خدمتمحور» و مبتنی بر نیاز بومی باقی بماند. نتایج این تحول اکنون کاملا هویداست: درحالی که روزگاری پزشکان عمومی هندی و پاکستانی در ایران طبابت می کردند اما اکنون نه تنها هیچ کمبودی در زمینه پزشکی عمومی وجود ندارد بلکه در رشته های تخصصی ایران یکی از مراکز مهم پذیرش بیمار در منطقه است و دیگر هیچ کسی نیاز به اعزام به خارج از کشور نیز ندارد.
تعداد دانشجو: برخلاف رشد ۲۰ برابری کل دانشجویان، تعداد دانشجویان پزشکی از حدود ۱۵ هزار نفر در دهه ۶۰ به حدود ۲۵۰ هزار نفر (شامل پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و پیراپزشکی) رسیده است. رشد پزشکی عمومی متوقف شده و تقریباً تمام افزایش ظرفیت، معطوف به دستیاری تخصصی، فوقتخصصی و دکتری تخصصی علوم پایه بوده است.
دانشگاهها: تعداد دانشکدههای پزشکی از حدود ۱۳ باب به بیش از ۷۰ دانشگاه علوم پزشکی مستقل در تمام استانها افزایش یافته است. این دانشگاهها علاوه بر آموزش، متولی کامل نظام درمان و شبکه بهداشت در منطقه خود هستند و بیمارستانهای آموزشی آنها به قطبهای ارجاع تبدیل شده است.
رشتههای تحصیلی: در دهه ۶۰ عمدتاً پزشکی عمومی و چند تخصص محدود وجود داشت. اکنون بیش از ۱۰۰ رشته تخصصی و فوقتخصصی (از جراحی قلب و پیوند اعضا تا فلوشیپهای نادر)، همچنین رشتههای نوین بینرشتهای مانند بیوانفورماتیک، پزشکی هستهای، سلولهای بنیادی و هوش مصنوعی در تصویربرداری به سرعت در حال گسترش است.
اساتید: هیئت علمی بالینی به حدود ۲۵ هزار نفر رسیده که عمدتاً عضو تیم درمان بیمارستانها نیز هستند. مزیت این نظام، آموزش عینی و بالینی است، اما چالش مهم فشار کاری طاقتفرسا (ترکیب آموزش، پژوهش و درمان) است.
مقالات پژوهشی: حوزه پزشکی پیشروترین حوزه تولید علم در ایران است و بیش از ۵۰٪ از کل مقالات بینالمللی (اسکوپوس) را به خود اختصاص داده است. ایران در رشتههایی مثل نانوداروها، مهندسی بافت و پیوند سلولهای بنیادی جزو ۱۰ کشور برتر جهان است. نکته مهم: برخلاف مهندسی، کیفیت استناد مقالات پزشکی ایران به میانگین جهانی بسیار نزدیکتر است، اما تحریمها دسترسی به تجهیزات پیشرفته تشخیصی، مواد مصرفی آزمایشگاهی و اشتراک پایگاههای داده بالینی را مختل کرده است.
علوم انسانی: تلاش برای تحول کیفی
رشتههای علوم انسانی در این چهار دهه، با شرایط موجود و نیاز جامعه تراز شده است. این حوزه که جایگاه «قطب اول دانشجو» در دهه ۶۰ را به خود اختصاص داده بود اکنون به لحاظ کمی جایگاه سوم را دارد اما تلاش شده تا در آن یک تحول کیفی عمیق صورت بگیرد.
تعداد دانشجو: در دهههای ۶۰ و ۷۰، بیش از ۵۵٪ از دانشجویان در این رشتهها بودند، اما امروز سهم آن به کمتر از ۲۵٪ کل دانشجویان (حدود ۹۰۰ هزار نفر) کاهش یافته است. این ریزش عمدتاً سیاستگذارانه بوده؛ از سال ۱۳۹۲ به بعد، دولتها با شعار «توسعه رشتههای مهارتی» ظرفیت پذیرش کنکور علوم انسانی را سالانه ۲۰ تا ۳۰٪ کاهش دادند.

رشتههای تحصیلی: تعداد عناوین رشتهها از چند ده به بیش از ۴۰۰ گرایش رسیده، اگرچه رشتههای جدید بینرشتهای مانند علوم شناختی، آیندهپژوهی یا رسانه و فضای مجازی رشد کمتری داشتهاند. مهمترین تحول در محتوا، اجرای سیاست «تحول و اسلامیسازی علوم انسانی» از اواخر دهه ۸۰ است که منجر به تولید کتب درسی بومیشده است.
دانشگاهها و اساتید: تعداد گروههای علوم انسانی در دانشگاههای بزرگ ثابت مانده (دانشگاه تهران، علامه و شهید بهشتی)، اما گسترش عمدتاً در دانشگاه آزاد و پیامنور با کیفیت پایین تر رخ داده است. شمار اعضای هیئت علمی به حدود ۱۵ هزار نفر رسیده، اما میانگین سنی آنها به بالای ۵۰ سال رفته است.
مقالات پژوهشی: سهم علوم انسانی از کل مقالات بینالمللی ایران (اسکوپوس و WOS) کمتر از ۵٪ است (حدود ۳ تا ۴ هزار مقاله در سال) و این حوزه در رتبهبندی جهانی جایگاهی در بین ۵۰ کشور اول ندارد. عمده پژوهشها به زبان فارسی و در مجلات داخلی چاپ میشوند که میانگین استناد آنها پایین است (حدود ۰.۲ استناد به ازای هر مقاله در مقایسه با ۱.۵ در مهندسی).
علوم پیشرفته و سطح بالا: صاحب نام اما…
در حوزه علوم پیشرفته و سطح بالا (هایتک)، وضعیت دانشگاههای ایران یک «پارادوکس بینظیر جهانی» است: از یک سو، در بعضی شاخهها جزو معدود کشورهای صاحبنام جهان هستیم و از سوی دیگر، برای تبدیل این دانش به فناوریِ قابلاستفاده، با موانعی مواجهایم که حتی کشورهای درحالتوسعه هم ندارند.

نقاط درخشان: ایران در حوزههای زیر جزو ۱۰ کشور برتر جهان در تعداد مقالات و در برخی موارد، جزو ۵ کشور اول است:
نانوتکنولوژی: رتبهٔ ۴ تا ۶ جهان در تعداد مقالات و ثبت اختراعات علمی. دانشگاههای تهران، صنعتی شریف و تربیت مدرس در سنتز نانومواد (مانند گرافن و نانولولههای کربنی) حرف برای گفتن دارند.
سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی: پژوهشگاه رویان در زمرهٔ ۱۰ مرکز برتر جهانی در شبیهسازی حیوانات و درمان ناباروری است.
شیمی محاسباتی و کاتالیست: دانشگاه صنعتی امیرکبیر و شیراز در طراحی دارو و کاتالیستهای صنعتی با نرمافزارهای نظری، سرآمد منطقه هستند.
مهندسی هوافضا (مدارهای LEO): دانشگاههای صنعتی شریف، علم و صنعت و مالکاشتر در پرتاب ماهوارههای بومی (مانند خیام و نور) به مدار پایین زمین، توانمندی قابلقبولی در طراحی سازه و سوخت جامد نشان دادهاند.
ساختار پژوهش: برخلاف پزشکی که توزیع شده، علوم پیشرفته در ایران متمرکز بر ۵ تا ۷ دانشگاه برتر دولتی و پژوهشگاههای مستقل (مانند پژوهشگاه دانشهای بنیادی – IPM، پژوهشگاه پلیمر و پژوهشگاه نانو) است. این تمرکز، باعث شده کیفیت در این نقاط بسیار بالا باشد.
نقاط چالش: بزرگترین آفت علوم پیشرفته در ایران، دسترسی نداشتن به تجهیزات ساخت (فب) و اندازهگیری دقیق است. تحریمها مانع واردات میکروسکوپهای الکترونی پیشرفته (TEM و FIB)، دستگاههای لیتوگرافی (برای تراشهسازی) و مواد اولیه فوقخالص شده است. در نتیجه، بیش از ۸۵٪ مقالات پیشرفته ایران، «شبیهسازی و تئوری» هستند، در حالی که در دانشگاههای جهان، یک مقالهٔ «آزمایشگاهی» ارزش ده برابر مقالهٔ تئوری را دارد. بطور مثال ایران در طراحی تراشه و پردازنده (مثل پردازندههای ملی) در مرحلهٔ شبیهسازی موفق است، اما در فاز تولید انبوه با هندسهٔ نانومتری (زیر ۱۰ نانومتر) متوقف مانده است. قطع دسترسی به نرمافزارهای تخصصی روز هم یک مشکل دیگر تحت تحریم است. بسیاری از ابزارهای حیاتی علوم پیشرفته (مانند MATLAB، COMSOL، آباکوس، و پایگاههای دادهی کریستالوگرافی) یا تحریماند یا هزینهٔ گزافی دارند. این موضوع، دانشگاههای ایران را به سمت استفاده از نسخههای قدیمی یا نرمافزارهای متنباز با کارایی کمتر سوق داده و موجب کاهش سرعت همگامسازی با متدولوژیهای روز جهان شده است.

جمع بندی: زخمیِ سربلند
از نظر کمیت (تعداد مقالات و دانشجو): قدرت اول منطقه هستیم. ایران در تولید علم (تعداد مقالات اسکوپوس و Web of Science) سالهاست که رتبهٔ اول خاورمیانه (پیش از ترکیه، عربستان و مصر) و بین ۱۴ تا ۱۶ جهان را دارد. همچنین در تولید دانشجویان دکتری مهندسی و علوم پایه، ایران جزو ۱۰ کشور اول جهان است. این موفقیت، مرهون جمعیت جوان، توسعهٔ دانشگاههای دولتی و انگیزهٔ بالای تحصیلات تکمیلی است.
از نظر کیفیت (استناد و رتبهبندی): در سطح متوسط قرار داریم اما با ظرفیت کاملا داخلی، دربرابر کشورهایی که از ظرفیت های بین المللی سطح بالا استفاده می کنند.
میانگین استناد به مقالات ایران: حدود ۰.۸ تا ۰.۹ (زیر میانگین جهانی ۱) است، در حالی که ترکیه به ۱.۱ و عربستان با سرمایهگذاری کلان و جذب استاد و دانشجو از خارج به ۱.۳ رسیده اند.
رتبهٔ دانشگاهها در نظامهای معتبر (QS و تایمز): بهترین دانشگاه ایران (شریف یا تهران) در رتبه ۴۰۰-۳۰۰ جهانی قرار دارد، در حالی که دانشگاههای عربستان (ملک سعود و KAUST) در ۱۰۰-۲۰۰ برتر، گرفته اند. البته این رشد مرهون جذب اساتید معتبر بین المللی و سرمایه گذاری در تولید مقالات با کیفیت توسط آنهاست.
کیفیت آموزش: در پزشکی، کیفیت ایران قابل قبول است، اما در مهندسی و علوم پایه، به دلیل فرسودگی تجهیزات آزمایشگاهی، آموزش عملی از استانداردهای روز جهان عقبتر است. سرمایهگذاری روی علوم شناختی و هوش مصنوعی با اتکا به نیروی انسانی ریاضیدان قوی، جای امیدواری بسیاری دارد.
از نظر همکاریهای بینالمللی: در حالی که نرخ همکاری بینالمللی در مقالات جهانی به ۴۰٪ رسیده، این شاخص برای ایران به کمتر از ۲۰٪ سقوط کرده است که عمدتا ناشی از اثرات تحریم ها است. در مقابل، عربستان و امارات با جذب اساتید معتبر خارجی، نرخ همکاری بالای ۶۰ تا ۷۰٪ دارند. برخی اساتید برتر ایران، از طریق همکاری با مراکز اروپایی (CERN، سنتز کریستالهای ایتالیا و ژاپن) و ارسال نمونهها با واسطه، موفق به انجام آزمایشات پیشرفته میشوند.
مقایسه با همسایگان خاص (ترکیه و عربستان و امارات): نسبت به ترکیه ایران در کمیت مقاله جلوتر است، اما ترکیه در کیفیت استناد، تعداد دانشگاههای ۵۰۰ برتر و جذب دانشجوی خارجی، وضعیت بهتری دارد. نسبت به عربستان و امارات این کشورها با بودجههای نفتی میلیارد دلاری، آزمایشگاههای پیشرفته و شعب دانشگاههای خارجی ساختهاند و در «کیفیت» و «ثروتآفرینی علمی» از ایران سبقت گرفتهاند، هرچند با همه این تلاش ها هم در «تعداد مقالات داخلی» از ایران عقبترند.
مقایسه با جهان و منطقه در هایتک: در مقابل چین و هند در تعداد مقالات نظری رقابت نزدیک داریم، اما در ثبت اختراع بینالمللی (PCT) و ساخت محصول، بسیار پایین ترهستیم. در مقابل ترکیه در هوش مصنوعی و برخی صنایع دفاعی از ما جلوتر است، اما در نانو و شیمی، ایران همچنان برتر است.
جمعبندی نهایی: تصویر کلی ایران در مقایسه با همسایگان منطقه ای، «غول کمّی منطقه با کیفیت متوسط جهانی» است. دانشگاههای ایران در علوم پیشرفته، یک «مغز طراح جهانی» با امکانات و بودجه پایین در ساخت هستند. در تئوری و شبیهسازی، حرف اول را در منطقه میزنند، اما برای جهش به مرحلهٔ محصول و فناوری روز، به «تأمین تجهیزات» یا «رفع تحریمهای هوشمند» نیاز دارند. در حال حاضر این حوزه، افتخارآفرین اما «زخمی و سربلند» است. در واقع ایران در منطقه، «پادشاه کمیت» و در جهان، «یک میانرده با ظرفیت تاریخی» محسوب میشود. نقطهٔ اصلی امید، ماندگاری ایران در گروه کشورهای پیشرو در علوم سخت (نانو، هوافضا، پزشکی) است، اما فاصلهٔ کیفی با جهانِ اول (به دلیل تحریم، کمبود بودجه و انزوای علمی) باید با سیاستهای جذب همکاری بینالمللی و تأمین تجهیزات تغییر اساسی کند.










دیدگاهتان را بنویسید