×

نوبل پزشکی ۲۰۲۶ اهدا شد / اپتوژنیک برنده جایزه

  • ۱۳ مهر ۱۴۰۵
  • 9 بازدید
  • ۰
  • اپتوژنتیک روشی است که امکان مشاهده چگونگی شکل‌دهی خاطرات، احساسات و رفتارها توسط سلول‌های عصبی را در مغز زنده فراهم می‌کند. کمیته نوبل، جایزه نوبل پزشکی امسال را به «کارل دایسروث»، «پیتر هگمان» و «گئورگ ناگل» برای اکتشاف در زمینه کانال‌های یونی کنترل‌شونده با نور و اپتوژنتیک اهدا کرد.‌
    نوبل پزشکی ۲۰۲۶ اهدا شد / اپتوژنیک برنده جایزه
  • به گزارش دانشمند به نقل از ایسنا، کمیته نوبل، جایزه نوبل پزشکی امسال را اهدا کرد. «کارل دایسروث»، «پیتر هگمان» و «گئورگ ناگل» جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۶ را از آن خود کردند.

    هگمان و ناگل پروتئین «چنلرودوپسین»(channelrhodopsin) را کشف کردند که ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد. آنها دریافتند این پروتئین در هر نوع سلولی که قرار بگیرد، آن سلول را به نور حساس می‌کند. دایسروث، ژن چنلرودوپسین را به سلول‌های عصبی موش‌های صحرایی وارد کرد و با تاباندن نور آبی به این سلول‌ها موفق شد یک سیگنال عصبی را ایجاد کند. سپس، او این کلیدِ نوری کنترل‌کننده سلول‌های عصبی را در مغز موش‌های زنده به کار انداخت.

    این روش کنترل سیگنال‌های عصبی با استفاده از نور در حال حاضر اپتوژنتیک نامیده می‌شود و به ‌سرعت تأثیری جهانی یافته است.

    اپتوژنتیک چیست؟

    به نقل از نوبل پرایز، اپتوژنتیک روشی است که امکان مشاهده چگونگی شکل‌دهی خاطرات، احساسات و رفتارها توسط سلول‌های عصبی را در مغز زنده فراهم می‌کند. هگمان و ناگل پروتئین شگفت‌انگیز چنلرودوپسین را در یک جلبک تک‌سلولی کشف کردند و دایسروث این پروتئین را به کلیدی برای کنترل سلول‌های عصبی با استفاده از نور تبدیل کرد. این برندگان جایزه، بنیان‌گذار عصر جدیدی در علوم اعصاب شده‌اند.

    چگونگی هدایت احساسات، رفتارها و عملکردهای بدن توسط مغز، دیرزمانی معما بوده است. پژوهشگران در قرن بیستم، بررسی این موضوع را آغاز کردند که کدام نواحی مغز بر کدام عملکردها تأثیر می‌گذارند، اما روش‌های مورد استفاده‌ آنها به گونه‌ای بود که نمی‌توانستند روابط علّی را اثبات کنند. تصویری که آنها از مغز ترسیم کرده بودند، همچون نقشه‌ای اولیه و ناقص سرشار از علامت‌های سؤال و مجهولات بود. اکنون، این وضعیت در حال دگرگونی است.

    «پر اسونینگسون»(Per Svenningsson)، رئیس کمیته نوبل پزشکی گفت: اپتوژنتیک فرصت‌هایی را برای نقشه‌برداری از مغز فراهم می‌کند که زمانی تنها در حد رؤیا بود.

    همه چیز با کنجکاوی هگمان آغاز شد. او می‌خواست بداند که نوعی جلبک تک‌سلولی موسوم به «کلامیدوموناس»(Chlamydomonas) چگونه می‌تواند به سمت منبع نور شنا کند. هگمان و ناگل در اوایل دهه ۲۰۰۰، یک پروتئین جلبکی با ویژگی‌های منحصربه‌فرد به نام چنلرودوپسین را کشف کردند که در سطح سلول قرار دارد. هنگامی که نور آبی به این پروتئین می‌تابد، کانالی در آن باز می‌شود. سپس، یون‌های باردار به درون سلول جریان می‌یابند و یک تکانه الکتریکی را ایجاد می‌کنند. آنها دریافتند که این پروتئین فارغ از این که در چه نوع سلولی قرار می‌گیرد، آن سلول‌ را نسبت به نور حساس می‌کند.

    دایسروث، ژن چنلرودوپسین را به سلول‌های عصبی موش‌های صحرایی وارد کرد. او با تاباندن نور آبی به این سلول‌ها موفق شد یک سیگنال عصبی را ایجاد کند. دایسروث این دستاورد مهم را در سال ۲۰۰۵ منتشر کرد. دو سال بعد، او این کلید نوری کنترل‌کننده سلول‌های عصبی را در مغز موش‌های زنده به کار انداخت.

    پژوهشگران با بهره‌گیری از اپتوژنتیک توانسته‌اند مدارهای عصبی حاکم بر خاطرات، احساسات و رفتارهای خاصی را که با اختلالات عصبی و روان‌پزشکی مرتبط هستند، شناسایی کنند. در حوزه پزشکی بالینی نیز پژوهشگران در تلاش‌ هستند تا با استفاده از این روش، بینایی افراد دارای اختلالات بینایی را بازگردانند.

    اپتوژنتیک درک ما از مغز را به ‌طور بنیادین دگرگون کرده است. هر روز شاهد کشفیات تازه‌ای هستیم که به حل یکی از بزرگ‌ترین رازهای بشریت کمک می‌کنند؛ این که مغز شگفت‌انگیز ما چگونه کار می‌کند.

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *