×

مغز چگونه تجربه‌های قبلی را به یادگیری‌های تازه تبدیل می‌کند؟

  • ۰۳ مهر ۱۴۰۵
  • 13 بازدید
  • ۰
  • پژوهش‌های تازه در علوم اعصاب نشان می‌دهند یادگیری فقط به ذخیره اطلاعات یا تکرار یک مهارت محدود نمی‌شود؛ یادگیری فرآیند پیچیده‌ای دارد و برای نمونه مغز برای یادگیری از ساختار تجربه‌های قبلی نیز استفاده می‌کند، ترتیب آموزش نیز بر یادگیری‌های بعدی اثر می‌گذارد و حتی ساختار فعالیت عصبی می‌تواند تعیین کند یادگیری یک مهارت تازه تا چه اندازه آسان یا دشوار باشد.
    مغز چگونه تجربه‌های قبلی را به یادگیری‌های تازه تبدیل می‌کند؟
  • به گزارش دانشمند، مغز هنگام مواجهه با یک مسئله جدید، لزوماً از نقطه صفر شروع نمی‌کند. تجربه‌های قبلی می‌توانند ساختاری ایجاد کنند که مغز بر اساس آن، اطلاعات تازه را سازمان‌دهی و راهبردهای جدید را شکل دهد. یافته‌های چند پژوهش تازه، هرکدام از زاویه‌ای متفاوت، به همین ویژگی مغز پرداخته‌اند.

    یکی از این مطالعات که ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ در Nature Neuroscience منتشر شده، بررسی کرده است که ساختار تجربه‌های قبلی چگونه بر یادگیری یک مسئله پیچیده اثر می‌گذارد.

    طبق این پژوهش مغز فقط از «چیزی که یاد می‌گیریم» تأثیر نمی‌گیرد؛ از ترتیب یادگیری هم تأثیر می‌گیرد. برای نمونه اگر یک مهارت پیچیده را مرحله‌به‌مرحله و درست یاد بگیریم، مغز برای یادگیری‌های بعدی هم آماده‌تر می‌شود. در این مطالعه، پژوهشگران ابتدا با مدل‌های هوش مصنوعیِ شبکه عصبی بازگشتی بررسی کردند که نوع آموزش اولیه چطور روی یادگیری یک کار پیچیده اثر می‌گذارد. بعد همین پیش‌بینی‌ها را روی موش‌ها آزمایش کردند و فعالیت مغزشان را هم ثبت کردند.

    نتیجه جالب بود؛ موش‌هایی که آموزش اولیه‌ ساختارمندتری داشتند، هنگام روبه‌رو شدن با مسئله پیچیده‌تر، انعطاف‌پذیرتر عمل کردند و بهتر توانستند آموخته‌های قبلی را تعمیم دهند. در مقابل، آموزش نامناسب باعث شد موش‌ها روی یک راهبرد ساده اما ناکارآمد گیر کنند و بارها همان اشتباه را تکرار کنند. حتی در فعالیت بخش‌هایی از مغز مرتبط با یادگیری و حافظه هم تفاوت‌هایی دیده شد. یعنی تجربه قبلی فقط یک «مجموعه اطلاعات» نیست؛ نحوه‌ سازمان‌دهی آن تجربه می‌تواند روی معماری یادگیری‌های بعدی اثر بگذارد. البته این پژوهش روی موش‌ها و مدل‌های محاسباتی انجام شده و نمی‌توان نتایج آن را مستقیماً به انسان تعمیم داد. اما یک ایده مهم را مطرح می‌کند: شاید در یادگیری، فقط چه چیزی را تمرین می‌کنیم مهم نباشد؛ ترتیب و ساختار تمرین هم مهم باشد.

    اما این تنها عاملی نیست که مسیر یادگیری را شکل می‌دهد. مقاله‌ای از Nature Neuroscience که ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شده، به نقش «هندسه عصبی» در یادگیری پرداخته است. این مقاله از نوع News & Views است و یافته‌های مطالعه‌ای درباره یادگیری انسان را بررسی می‌کند، نه اینکه خود آن مطالعه اصلی باشد.

    بر اساس این مقاله، فعالیت مغز دارای یک ساختار هندسی یا «مانیفولد عصبی» است و این ساختار می‌تواند بر چگونگی یادگیری مهارت‌های تازه اثر بگذارد. مطالعه‌ای که مقاله به آن اشاره می‌کند، نشان داده است یادگیری زمانی می‌تواند در ساختار موجود فعالیت مغز آسان‌تر انجام شود که تغییرات موردنیاز با این ساختار سازگار باشند؛ در مقابل، یادگیری‌هایی که به تغییرات خارج از این ساختار نیاز دارند، محدودیت بیشتری ایجاد می‌کنند.

    به این ترتیب، دو پژوهش تصویری نزدیک به هم از یادگیری ارائه می‌کنند: تجربه‌های قبلی می‌توانند سازمان فعالیت عصبی و راهبردهایی را که مغز برای حل مسائل به کار می‌گیرد شکل دهند؛ از سوی دیگر، ساختار موجود فعالیت مغز نیز بر چگونگی سازگار شدن با یک مهارت تازه اثر می‌گذارد.

    در مجموع، این یافته‌ها نشان می‌دهند یادگیری فرایندی جدا از گذشته نیست. مغز تجربه‌های قبلی را در خود سازمان می‌دهد و این سازمان‌یافتگی می‌تواند بر نحوه مواجهه با تجربه‌های بعدی اثر بگذارد. در پژوهش مربوط به موش‌ها، حتی نوع و ترتیب آموزش اولیه توانست بر راهبردهای بعدی اثر بگذارد؛ و در مطالعه مربوط به انسان نیز ساختار فعالیت مغز با چگونگی یادگیری مهارت تازه مرتبط بود.

     

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *