×

بازخوانی عملیات احیای بزرگ‌ترین قطب علمی کشور پس از تهاجم به زیرساخت‌های فناوری
ققنوسِ «شریف» از خاکستر بمب‌ها برمی‌خیزد

  • ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
  • 7 بازدید
  • ۰
  • در جنگ تحمیلی سوم برخی مراکز علمی و دانشگاهی مورد هدف قرار گرفتند که هر یک بخشی از پیشرفت‌های علمی ایران را نمایندگی می کردند. این حملات یک بار دیگر ثابت کرد، همانگونه که امام شهید‌(ره) بارها فرموده بودند: «هدف جنجال آفرینی نظام سلطه متوقف کردن پیشرفت علمی ملت ایران است. فشار، تحریم، تهدید و ترور نتیجه‌ای نخواهد داشت و ملت ایران به مسیر پیشرفت‌های علمی خود ادامه خواهد داد.»
    ققنوسِ «شریف» از خاکستر بمب‌ها برمی‌خیزد
  • در جریان حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به مراکز علمی، پژوهشی و دانشگاهی، «مرکز فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شریف» به‌عنوان یکی از شاهرگ‌های حیاتی دانش بومی، هدف اصابت مستقیم قرار گرفت و تخریب شد. این اقدام تروریستی که با هدف توقف چرخه‌ آموزشی و ایجاد یأس در جامعه نخبگانی صورت گرفت، آشکارا مغایر با حقوق انسانی و کنوانسیون‌های بین‌المللی در زمینه مصونیت مراکز غیرنظامی در هنگام جنگ است. با وجود خسارات سنگینی که به این مرکز وارد شد، بازگشت آن به مدار فعالیت در کمتر از یک هفته، نشان داد که دانش نهادینه‌شده در ذهن متخصصان ایرانی و اراده‌ بلند دانشمندان کشورمان، می‌تواند از دل ویرانه‌ها نیز فرصت بسازد.

    برای روایت این کار بزرگ و ستودنی با «دکتر علیرضا زارعی»- عضو هیأت علمی دانشکده علوم ریاضی در گروه علوم کامپیوتر- که تصاویر تدریسش یک روز بعد از حمله به دانشگاه شریف به‌عنوان نماد مقاومت دانشگاهیان در فضای مجازی و رسانه‌ها منتشر شد به گفت‌وگو نشسته‌ایم. دکتر علیرضا زارعی، متولد ۱۳۵۷ در شهرستان آبدانان در استان قهرمان ایلام است که در سال ۱۳۷۵، به‌عنوان دانشجوی مهندسی کامپیوتر قدم به دانشگاه صنعتی شریف گذاشت و تا مقطع دکتری در همین دانشگاه ادامه تحصیل داد. این روایت جذاب را می‌خوانید.

    آقای دکتر اگر اجازه بدهید برگردیم به زمان حمله به ساختمان فناوری اطلاعات و فلسفه علم دانشگاه شریف، این حمله چه زمانی صورت گرفت و چه خساراتی به بارآورد؟

    حمله به مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات دانشگاه در بامداد روز دوشنبه، هفدهم فروردین رخ داد. البته حمله تنها به فضای اداری و ساختار مدیریتی مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات محدود نشد بلکه «مرکز داده دانشگاه» (Data Center) نیز هدف قرار گرفت، به‌عبارت دیگر هسته‌ مرکزی‌ای که تمام خدمات فناوری اطلاعات دانشگاه از آنجا هدایت می‌شد نیز آسیب جدی دید.

    با این ترتیب، خسارت وارده تنها وارد آمدن خسارت از جنبه اداری نبود، بلکه ابعاد فنی و پژوهشی آن بسیار عمیق‌تر بود چرا که در آن مرکز داده، علاوه بر مدیریت زیرساخت‌های داخلی، خدمات تخصصی پژوهشی، پردازشی و حوزه هوش مصنوعی نیز به مجموعه‌های بیرونی ارائه داده می‌شد. با تخریب این مرکز، نه‌تنها خدمات دانشگاه مختل شد، بلکه بخش‌های کلیدی و استراتژیکی که در حوزه‌ پژوهش‌های پیشرفته و هوش مصنوعی فعالیت می‌کردند نیز دچار خسارت جبران‌ناپذیری شدند.
    با این تهاجم دشمن آمریکایی – صهیونیستی در شرایطی که کشور در میانه جنگ قرار داشت، فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی دانشگاه ما به‌طور کامل به فضای مجازی منتقل شده بود؛ از این رو، مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات(فاوا) تنها یک واحد اداری نبود، بلکه تنها راه استمرار حیات دانشگاه بود.

    حمله به این مرکز، در واقع حکم تعطیلی کل دانشگاه را داشت، چرا که بدون زیرساخت‌های فناوری، تداوم آموزش و پژوهش عملاً غیرممکن می‌شد. برای بررسی خسارت و تأثیرات این خسارت باید حتی فراتر از محیط دانشگاه نگاه کرد. ما در مرکز داده، فراتر از وظایف دانشگاهی، نقش یک پیشران در زیست‌بوم فناوری را ایفا می‌کردیم که ازجمله این فعالیت‌ها می‌توان به پشتیبانی از شرکت‌های دانش‌بنیان و مجموعه‌های صنعتی اطراف دانشگاه اشاره کرد که تجهیزات و نیازهای فناوری اطلاعاتشان توسط ما تامین و نگهداری می‌شد. با تخریب مرکز، این زنجیره خدمات به صنعت نیز قطع شد.

    یکی دیگر از ستون‌های حیاتی ما، ارائه خدمات محاسبات با عملکرد بالا (HPC) بود. بسیاری از پژوهشگران، از اعضای دانشگاه شریف گرفته تا سایر دانشگاه‌ها و مراکز تحقیق و توسعه (R&D) در شرکت‌ها، برای اجرای پردازش‌های حجمی و آزمودن ایده‌های خود، به بستر HPC ما وابسته بودند؛ چرا که این حجم از پردازش فراتر از توان کامپیوترهای شخصی است که متأسفانه با این حمله، این بستر عظیم پژوهشی از کار افتاد.

    علاوه بر این، ما میزبان «سکوی ملی هوش مصنوعی» بودیم؛ پروژه‌ای استراتژیک که با هدف رعایت ملاحظات امنیتی و کاهش وابستگی به خارج از کشور، برای استفاده وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی راه‌اندازی شده بود. درحالی‌که در شرایط جنگی، اینترنت بین‌الملل با اختلال مواجه بود، این سکوی داخلی در مرکز ما بدون مشکل به فعالیت خود ادامه می‌داد، تا اینکه با اصابت به مرکز «فاوا»، کل مرکز داده ما خاموش شد و این مسیر حیاتی از کار افتاد.

    فعالیت‌هایی که برای بازگرداندن دوباره مرکز صورت گرفت چه بود؟

    در مواجهه با پیامدهای تخریب مرکز داده، نخستین و حیاتی‌ترین مسئولیت ما، بازگرداندن حیات به فرایندهای آموزشی و پژوهشی دانشگاه بود. همانطور که پیش‌تر اشاره کردم، خاموش شدن مرکز داده به‌معنای توقف عملکرد دانشگاه بود؛ لذا اولویت مطلق ما، جلوگیری از تعطیلی بلندمدت و بازگرداندن روال معمول فعالیت‌ها بود.
    تنها روزی که کلاس‌های دانشگاه به‌صورت رسمی تعطیل شد، همان روز دوشنبه، یعنی روز وقوع حادثه بود. این توقف کوتاه، برای مدیریت شوک ناشی از حمله و تصمیم‌گیری درباره سازوکار جدید برگزاری کلاس‌ها در فضای مجازی ضروری بود. ما باید بلافاصله تعیین می‌کردیم که کلاس‌ها را در کجا و چگونه برگزار کنیم و چطور این موضوع را به جامعه دانشگاهی اطلاع‌ بدهیم.

    در همان روز دوشنبه، عملیات انتقال به فضای مجازی را آغاز کردیم. از آنجا که زیرساخت‌های داخلی دانشگاه از کار افتاده بود، تمام ملزومات و تجهیزات لازم برای برگزاری کلاس‌های آنلاین را در مجموعه‌ای خارج از محیط دانشگاه مستقر کردیم. عملیات اطلاع‌رسانی به استادان و دانشجویان نیز تا اواسط شب دوشنبه با دقت به پایان رسید. نتیجه این مدیریت بحران آن بود که کلاس‌ها از روز سه‌شنبه به‌طور کامل برگزار شد و طبق آمارهای ثبت شده، میزان حضور دانشجویان در کلاس‌های مجازی به رقم خیره‌کننده ۹۵ درصد رسید.

    به‌نظر شما دلیل حمله به این دانشکده و این مرکز چه بود؟

    در تحلیل چرایی هدف قرار گرفتن این دانشکده، باید به استراتژی گسترده‌تر دشمن در حمله به زیرساخت‌های حیاتی نگاه کرد. همانطور که شاهد حملات به زیرساخت‌های راه و ارتباطی (مانند پل B1کرج) و بخش‌های انرژی و صنایع سنگین بودیم، هدف اصلی، نابودی زیرساخت‌های ارتباطی و فناوری اطلاعات بود. دشمن با توهم توقف یک «تمدن»، حمله به زیرساخت‌های ارتباطی را در اولویت قرار داد؛ چرا که تصور می‌کرد نابودی این بخش، مانع از بازسازی سایر زیرساخت‌ها خواهد شد. بازسازی هر چیزی مستلزم دانش و نیروی انسانی تربیت‌شده است و با هدف قرار دادن قله‌های آموزشی همچون دانشگاه شریف، دشمن قصد داشت زنجیره تولید دانش و تربیت متخصص را قطع کند.

    این اقدام، ۲ هدف استراتژیک را دنبال می‌کرد: نخست، ارسال یک پیام روانی به جامعه؛ مبنی بر اینکه نه راه ارتباطی وجود دارد نه برق و نه امکان آموزش. این ایجاد حس سرخوردگی و ناامیدی، بخشی از تلاش برای نشان دادن فروپاشی تمدن بود. دوم، هدف قرار دادن «تنوع خدمات» بی‌نظیر ما بود. برخلاف سایر دانشگاه‌ها، مرکز ما فراتر از فعالیت‌های داخلی، به‌عنوان یک هاب خدماتی برای پژوهشگاه‌ها، سازمان‌های دولتی و بخش خصوصی عمل می‌کرد. از دیدگاه یک مهاجم که به‌دنبال بیشترین اثرگذاری و بهینه‌سازی ضربه است، حمله به مرکز فناوری اطلاعات دانشگاه شریف، به‌دلیل این پیوستگی گسترده با بیرون از دانشگاه، مهم‌ترین نقطه برای ایجاد اختلال در کل شبکه علمی و صنعتی کشور بود که خوشبختانه با تلاش متخصصان در این زمینه ناکام ماند.

    چه مدت زمان برای بازسازی این مرکز لازم است؟

    در نخستین ساعات پس از اصابت، تصمیم ما قطعی بود: نه‌تنها باید به روال معمول بازمی‌گشتیم، بلکه باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌کردیم که فردای بازسازی‌شده‌مان، چند پله بالاتر از دیروز باشد. احیای کلاس‌ها در روز سه‌شنبه- یک روز پس از حمله- گام نخست بود. چالش اصلی ما، بازگرداندن بیش از ۲۰۰ سرویس نرم‌افزاری متنوع بود؛ از سامانه‌های مکاتباتی و ایمیل گرفته تا خدمات آموزشی، پژوهشی، دانشجویی و کنسولی. بازگشت دانشگاه به روال عادی، مستلزم عملیاتی شدن تمام این زنجیره بود.

    ما این مأموریت غیرممکن را در یک هفته به سرانجام رساندیم. با پیش‌بینی یک فضای جدید در دانشگاه و استخراج تجهیزات سالم از میان ویرانه‌ها و جایگزینی بخش‌های از دست رفته توانستیم نخستین سرویس‌ها را روز جمعه (تنها ۴ روز بعد از حادثه) فعال کنیم. تا روز یکشنبه هفته بعد، تمام سرویس‌های حیاتی ما به مدار بازگشتند؛ به‌طوری که فرایند حساس «حذف و اضافه» واحدها طبق تقویم دانشگاه و بدون کوچک‌ترین خللی انجام شد، انگار که هیچ اتفاقی در فضای آموزشی رخ نداده است.
    البته این بازگشت سریع با محدودیت‌های سختی همراه بود. ما از فضایی با ۵۷ رَک تجهیزات، به محیطی با کمتر از ۱۰ رَک نقل‌مکان کردیم. به همین دلیل، برای جلوگیری از توقف کسب‌وکارهای بیرونی، بخشی از خدمات غیردانشگاهی را به مراکز داده دیگر منتقل کردیم. همچنین بستر «پردازش سریع» (HPC) را در هفته دوم با ظرفیتی محدودتر بازگرداندیم. در حال حاضر، شبکه داخلی و وای‌فای تمام ساختمان‌های اداری و آزمایشگاه‌ها برقرار است و جریان روزمره زندگی علمی چنان پیش می‌رود که شاید کسی بحران سپری‌شده را حس نکند. اکنون تمرکز اصلی ما از «بازیابی اضطراری» به سمت «برنامه نوسازی جامع» مرکز فاوا معطوف شده است.

    نظر شما درخصوص ورود جوامع دانشگاهی در سطح بین‌المللی به موضوع حمله به مراکز علمی، پژوهشی و دانشگاهی چیست و در این زمینه چه اقداماتی لازم است انجام شود؟

    براساس تمامی کنوانسیون‌های بین‌المللی حاکم بر منازعات مسلحانه، مراکز آموزشی به‌عنوان نهادهای کاملاً غیرنظامی، باید از مصونیت مطلق برخوردار باشند؛ چرا که برخورداری از آموزش، جزو بنیادی‌ترین حقوق انسانی است. زمانی که این مراکز هدف قرار می‌گیرند، نخستین گام ما باید تصویرسازی صحیح رسانه‌ای و افشای این واقعیت در فضای آکادمیک بین‌المللی باشد تا نشان دهیم این حملات با تمامی ادعاهای انسانی مدعیان، مغایرت کامل دارد.

    در همین راستا، فعالیت‌های مؤثری را آغاز کردیم. روز بعد از وقوع این حمله، میزبان نزدیک به ۱۰۰ خبرنگار داخلی و خارجی بودیم؛ رئیس دانشگاه با تشریح مستند فعالیت‌های صلح‌آمیز این مرکز، ابعاد جنایت را به گوش جهان رساند. همچنین با صدور بیانیه‌ها و مکاتبه با دانشگاه‌های مختلف جهان اعلام کردیم که در این جنگ، هیچ‌کدام از چارچوب‌های ادعایی بین‌المللی رعایت نشده است. هرچند طرف مقابل علناً و با افتخار، از نابودی بزرگ‌ترین زیرساخت‌ها سخن می‌گوید و ابایی از زیر پا گذاشتن قواعد ندارد، اما ثبت این وقایع الزامی است. این اقدامات، علاوه بر نشان دادن مظلومیت ایران، نقاب از چهره‌ مدعیان حقوق بشر برمی‌دارد و نشان می‌دهد که حقوق بشر برای آنها تنها تا جایی اعتبار دارد که منافعشان ایجاب کند و ابزاری است برای فشار بر دیگران، نه قاعده‌ای برای پایبندی خودشان.

    به‌نظر شما، چرا دشمن بر تخریب دانشگاه‌ها تمرکز کرده است؟

    وظیفه‌ دانشگاه‌ها تحقیق در قلمروهایی است که هنوز به دانش عام تبدیل نشده‌اند. بنابراین، اراده‌ای که به‌دنبال متوقف کردن توانمندی‌های یک کشور است، دقیقاً همان بخش‌های حساسی را هدف می‌گیرد که پیشران قدرت ملی هستند.

    این هدف‌گیری پیش‌تر در ترور دانشمندان هسته‌ای ما مشاهده شد و اکنون در سطوح دیگر مانند انرژی و هوافضا تکرار شده است. در همین حملات اخیر، پژوهشکده‌ فضایی ما هدف اصابت ۷ یا ۸ موشک قرار گرفت و پژوهشکده‌ انرژی دانشگاه نیز که در مجاورت آن بود، آسیب دید. این حملات کاملاً هدفمند است؛ آنها می‌خواهند توسعه‌ ایران در زمینه‌های موشکی، فضایی، پدافندی و ماهواره‌ای را با تخریب بستر پژوهشی آن، متوقف کنند. هدف قرار گرفتن بخش‌های خاصی از دانشگاه‌های علم و صنعت و شهید بهشتی نیز مؤید همین موضوع است؛ دشمن به‌دنبال فلج کردن علومی است که می‌تواند در تجهیزات دفاعی و راهبردی، کاربرد داشته باشد.

    و به عقیده شما این هدف دشمن آیا به نتیجه خواهد رسید؟

    واقعیت این است که وقتی یک فناوری یا علم در کشوری «بومی‌سازی» شده باشد، تخریب فیزیکی زیرساخت‌ها نمی‌تواند آن را نابود کند. دستاوردهای ما در دانش، مانند تکنولوژی موشکی، صفر تا صد داخلی است لذا حتی اگر تمام کارخانه‌های ما را هم از بین ببرند، چون «دانش ساخت» در ذهن متخصصان ما نهادینه شده، دوباره از نو خواهیم ساخت. این تخصص، دارایی یک یا دو نفر نیست که با ترور یا شهادت از بین برود، بلکه ما با یک بدنه وسیع از نیروی انسانی تحصیلکرده و متخصص روبه‌رو هستیم که این دانش را در سطحی گسترده به اشتراک گذاشته‌اند.

    دشمن با این حملات شاید بتواند وقفه‌ای موقت ایجاد کند، اما هرگز قادر به توقف مسیر نخواهد بود. هدف آنها از این تهاجمات، فراتر از تخریب تجهیزات، ایجاد «رعب و وحشت» است تا نخبگان و دانشجویان را از ورود به حوزه‌های حساسی چون فیزیک هسته‌ای یا هوافضا بازدارند اما تصویر واقعی جامعه ایرانی نشان می‌دهد که این راهبرد کاملاً شکست خورده است. تجربه نشان داده که پس از هر حمله، گرایش جوانان ما به این موضوعات- چه با انگیزه ملی، چه اعتقادی و چه حتی شغلی- نه تنها کم نشده، بلکه به شکلی فزاینده بیشتر شده است، به صراحت می‌گویم که اهداف دشمن در متوقف کردن حرکت علمی ایران، هرگز به نتیجه نرسیده و نخواهد رسید.

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *