به گزارش دانشمند، پژوهشگران دانشگاه وین برای بررسی موضوع هوشمندی در افراد، ۱۵۶ بزرگسال شامل ۷۶ زن و ۸۰ مرد را مورد مطالعه قرار دادند. شرکتکنندگان مجموعهای از ۱۲ کارتون را که از کتاب «کتاب سیاه» اثر «اولی اشتاین»، هنرمند آلمانی، انتخاب شده بود، مشاهده کردند. محتوای این کارتونها به موضوعاتی مانند مرگ، درد و خودکشی اشاره داشت و در گروه طنزهای موسوم به «طنز سیاه» قرار میگرفت.
در کنار ارزیابی واکنش شرکتکنندگان به این کارتونها، هوش کلامی آنها با یک آزمون واژگان و هوش غیرکلامی نیز با آزمونهای مربوط اندازهگیری شد. پژوهشگران همچنین با استفاده از پرسشنامه، میزان پرخاشگری و اختلالات خلقی افراد را بررسی کردند.
سه الگوی متفاوت
تحلیل دادهها، شرکتکنندگان را در سه گروه متمایز قرار داد. گروه نخست، هوش کلامی و غیرکلامی متوسط، میزان متوسطی از درک و علاقه به طنز سیاه، خلق نسبتاً پایدار و سطح متوسطی از پرخاشگری داشتند.
گروه دوم نیز از نظر هوش در محدوده متوسط قرار میگرفتند، اما پرخاشگری و اختلال خلقی بیشتری داشتند. این گروه کمترین علاقه و لذت را از طنز سیاه نشان دادند.
در گروه سوم، شرکتکنندگانی قرار داشتند که بیشترین علاقه و توانایی درک طنز سیاه را نشان دادند. آنها همچنین در آزمونهای هوش کلامی و غیرکلامی امتیازهای بالاتری داشتند، سطح تحصیلاتشان بالاتر بود و کمترین میزان پرخاشگری و اختلال خلقی را گزارش کردند.
چرا درک طنز سیاه ممکن است به هوش مرتبط باشد؟
پژوهشگران، طنز را فرایندی ساده برای خندیدن نمیدانند. درک یک شوخی، بهویژه زمانی که موضوع آن تابو، خشونتآمیز یا ناخوشایند است، مستلزم پردازش همزمان جنبههای شناختی و هیجانی است. فرد باید بتواند میان معنای ظاهری یک موقعیت و معنای غیرمنتظره یا متناقض آن جابهجا شود و عناصر مختلف را به شکل تازهای با یکدیگر ترکیب کند.
در پژوهش اصلی، این فرایند با دو مفهوم شناختی «تغییر چارچوب» و «ترکیب مفهومی» توضیح داده شده است؛ فرایندهایی ذهنی که در شکلگیری و درک طنز نقش دارند. یافتهها نشان دادند که هوش میتواند با توانایی بیشتر در پردازش و درک این نوع طنز همراه باشد.
اما نکته مهم این است که این مطالعه رابطهای میان متغیرها را نشان میدهد و نمیتوان از آن نتیجه گرفت که دوست داشتن طنز سیاه، هوش را افزایش میدهد یا افراد باهوش الزاماً طنز سیاه را دوست دارند. خود پژوهشگران نیز بر پیچیدگی فرایند پردازش طنز و نقش همزمان عوامل شناختی و هیجانی تأکید کردهاند.
همچنین پژوهشگران احتمال دادهاند که پرخاشگری و خلق منفی بتوانند توانایی فرد برای تجربه و پردازش بازیگوشانه طنز را کاهش دهند. به بیان دیگر، محتوای تیره یک شوخی بهتنهایی تعیین نمیکند که فرد از آن لذت ببرد؛ وضعیت شناختی و هیجانی او نیز در این فرایند نقش دارد.
یک پژوهش، نه یک آزمون هوش
این یافتهها از آن جهت قابل توجهاند که نشان میدهند شوخطبعی را نمیتوان صرفاً یک ویژگی سلیقهای یا تفریحی دانست. پردازش طنز، بهویژه طنز سیاه، مجموعهای از فرایندهای شناختی و هیجانی را درگیر میکند. بااینحال، نتیجه این مطالعه را باید در چارچوب همان پژوهش و نمونه ۱۵۶نفری آن در نظر گرفت، نه بهعنوان یک معیار برای سنجش هوش افراد.










دیدگاهتان را بنویسید